چرا افراد در روابطی که در آنها شاد و راضی هستند دست به خیانت می زنند؟ آیا اختلالات شخصیتی یا مشکلاتی که در رابطه دارند موجب شده تا افردا خیانتکار شوند؟ دلایل بروز خیانت بطور کلی چیست؟
تفکر عمومی در مورد اینکه چرا خیانت در رابطه ای رخ می دهد اغلب این است که مشکلی در رابطه یا طرف خیانت کار وجود دارد. اغلب ما فکر می کنیم که فرد خیانت کار در یک رابطه، دارای آسیب های جدی در گذشته است. مثلا ممکن است دارای مشکلات حل نشده و یا اختلال عملکرد در مواردی باشد. در بهترین حالت هم تصور می کنیم که این امر ناشی از نارسایی های احساسی و یا عدم توجه لارم زوجین به یکدیگر است. همینطور ممکن است فکر کنیم که این موضوع ناشی از نواقصی است که در رابطه زوج ایجاد شده و موجب احساس نیاز به درک جنسی و صمیمیت خارج از رابطه اصلی شده است. بطور کلی تصور غالب این است که میل به خیانت یکی از علائم مشکلات اساسی است که در روابط وجود دارد و فعل خیانت و شخص خیانت کار خود معلول این فضاست.

فهرست مطالب

در صورتیکه به بخشی از محتوا نیاز یا علاقه دارید بر روی عنوان مربوطه در فهرست زیر کلیک نمایید تا به همان بخش منتقل شودید.

 

اما نکته اینجاست که همیشه دلایل اصلی بروز خیانت در روابط، موارد مورد اشاره بالا نیستند. گاهی فردی که مرتکب این خطا می شود دچار اختلال کمبود دلبستگی است. گاهی اوقات فرد خیانت کار از آسیب جدی که در دوران کودکی دیده است رنج می برد و از هیجان رابطه جنسی نامشروع و انحراف در رابطه عاشقانه به عنوان ابزاری برای فراموشی آسیب های کودکی خود بهره می برد. همینطور ممکن است فرد خیانت کار به ناچار و شاید جبر در رابطه ای قرار گرفته باشد که از نظر او بسیار ترسناک و غیرقابل تحمل است، لذا سعی می کند تا با استناد به این احساسات در درون خود، توجیهی برای خیانت و یافتن شریک جدید، قبل از پایان رابطه فعلی بیابد. ممکن است اولین رابطه افراد فاقد شور و حرارت احساسی و جنسی لازم باشد و فرد خاطی برای پر کردن این خلا به خیانت دست بزند.

نکته قابل تامل این است که مدل علت و معلول تشریح شده در چند خط بالاتر نمی تواند تمامی انگیزه های خیانت را در افراد را توضیح دهد. در طول سالها مراجعین بی شماری به من (نویسنده مقاله دکتر رابرت وایس) گفته اند که آنها همسر خود را دوست دارند، یک رابطه عالی دارند، از یکدیگر لذت می برند، به یکدیگر احترام می گذارند، مجذوب یکدیگر هستند، رابطه جنسی شان خوب است، و هیچ مشکل مالی، خانوادگی و یا هر نوع مشکل دیگری برای آنها وجود ندارد. با در نظر گرفتن تمام این نکات مثبت، آنها خیانت می کردند و نمی توانستند یا نمی خواستند که به آن خاتمه دهند.

بنابراین فرد خیانت کار در رابطه اصلی خود خوشحال است اما همچنان به خطای خود در خارج از چارچوب رابطه اصلی ادامه می دهد و خود از این تصمیم متعجب است.

"مطمئنا،" فرد خیانت کار می گوید که حتما چیزی در مورد من یا رابطه من اشتباه است  و یا من این کار را انجام نمی دهم. در این زمان درمانگر شروع به بررسی احتمالات می کند. جستجو برای یافتن یک مشکل اساسی و آشکار.

چیزی که من در طول حدود سه دهه فعالیت به عنوان درمانگر و متخصص آموخته ام این است که خیانت اغلب نشانه ای از مشکلات شخصیتی یا روابط مخدوش است، اما نه همیشه. بعضی از افراد از نظر عاطفی و احساسی در سلامت کامل هستند اما هنوز هم دست به خیانت می زنند و متاسفانه این مورد درباره مردان و زنان به یک اندازه صادق است.

استرپرل نویسنده The State of Affairs در کتاب خود ۴ دلیل اصلی را برای تشریح اینکه چرا افرادی که به طور کلی در روابط خود خوشحالند و احساس رضایت می کنند، ممکن است در معرض خیانت قرار بگیرند و آرامش و رضایتشان از ازدواج، خانه و کاشانه، خانواده و موقعیت اجتماعی خود را به خطر بیاندازند، بیان می کند.

۱. خود آزمایی

خود آزمایی

جستجو برای یافتن یک حس جدید در خود، یکی از اصلی ترین این دلایل است. مردم با بسیاری از دلایل گمراه می شوند و به خیانت دست می زنند، اما زمانیکه حس میکنم تمام آنها را شنیده ام با یک مورد جدید مواجه می شود. اما یکی از این دلایل مرتب تکرار می شود. این که به خیانت به چشم یک ماجراجویی و اکتشاف در خویش و یک تجربه بزرگ که شامل رشد و تحول است نگاه می شود.

برای این دسته از افراد، خیانت مانند کشف سرزمین های احساسی ناشناخته ای در درون خودشان است که هرگز تجربه نشده و یا سرکوب شده اند. 
جالب توجه است که آنها نمی خواهند از چیزی که هستند فرار کنند و تنها می خواهند تا برای مدت کوتاهی هم که شده از بند محدودیت هایشان رها شوند تا دوباره احساس جوانی، غرور، ماجراجویی، رشد و تجربه ناب زندگی و شاید فرار از مسئولیت های فعلی شان را داشته باشند.

هنگامی که این افراد خیانت می کنند، به دنبال فرد دیگری و تنها به دنبال خود می گردند (یا حداقل یک جنبه گمشده یا نادیده گرفته شده از خود.)

۲. شهوت تجربه دوران نوجوانی و جوانی

شهوت تجربه دوران نوجوانی و جوانی

گاهی اوقات افرادی که در روابط شاد و راضی هستند و دست به خیانت می زنند عنوان می کنند که با این کار به شور و اشتیاق دوران نوجوانی و جوانی خویش باز گشته اند. در اغلب فرهنگ ها روابط خارج از چارچوب ازدواج در دوران نوجوانی و جوانی نکوهیده و نهی شده است و آنها با خیانت خود در سنین بالاتر به دنبال دستیابی به این حس ممنوع و شکستن قوانین هستند. مانند کودک ۵ ساله که مادرش او را از بازی با وسیله پرخطری منع کرده باشد. این سرگرمی ممنوع همیشه شیرین تر از سایر سرگرمی های مجاز دیگر است.

جک مورین در کتاب خود "ذهن اروتیک" از منظر جنسی این معادله را حل کرده است: 

جاذبه + موانع = هیجان

این معادله در طول تاریخ همواره معادله اصلی و ماهیت گول زننده گناه بوده است. از آنجا که فرد خیانت کار قرار نیست تا  در خیانت خود درگیر رابطه جنسی و یا عاشقانه جدیدی شود، میل بیشتری برای تجربه این جنس ارتباط دارد. برای کودکان و نوجوانان، محدودیت در این موضوعات بطور ضمنی پذیرفته شده است اگرچه آنان همواره از آن گله دارند. در مورد نوجوانان و حتی جوانان، اعمال محدودیت هایی بر سر این راه، ممکن است آزاردهنده به نظر برسد اما در مورد بزرگسالان که در رابطه هستند، این محدودیت ها معنای دیگری دارد.

3. زندگی کردن و نه زنده بودن

زندگی کردن و نه زنده بودن

در اینجا نه تنها فرد خیانت کار به اعمال نکرده و ممنوع خود در گذشته به چشم گناه نگاه نمی کند بلکه آنها را به چشم فرصت های از دست رفته می بیند.

ممکن است به کسی در روابط گذشته شان فکر کنند که دیگر نیست، یا کسی که دوست داشتند باشد و او هرگز نبوده است و یا به زندگی که به زعم خود می توانستند داشته باشند ولی امروز از آن محرومند. این افکار ممکن است این حس را به آنها منتقل کند که در زندگی و روابطی که انتخاب کرده اند محدود و محصور شده اند. شاید به این فکر کنند که چه کسی می توانستند باشند اگر مسیر دیگری را انتخاب کرده بودند.

بنابراین آنها حس کنجکاوی و ماجراجویی خویش را آزاد می گذارند و ممکن است در این راه به روابط جنسی نامشروع کشیده شوند تا این حس را عمیق تر تجربه کنند. باز هم این یک نوع خود آزمایی است که در آن خیانت می تواند زوایای پنهان درون یک شخص را برای خودش نمایان سازد.

۴. تجربه یک حس جدید یا رها کردن احساسات سرکوب شده

تجربه یک حس جدید یا رها کردن احساسات سرکوب شده

در نهایت خیانت در افرادی که در روابط شاد و سالم هستند ممکن است با انگیزه تجربه یک حس جدید و یا رهاسازی احساسات سرکوب شده اش صورت بگیرد. این مورد هم نوع دیگری از خودآزمایی فرد است. مردان می توانند در مقابل این انگیزه آسیب پذیرتر باشند زیرا اغلب و در اکثر فرهنگ ها آنها عنوان می کنند که از زمانیکه رشد کرده اند همواره مشغول سرکوب احساسات و غرایز خود بوده اند. در طول زمان و با فشار محیط و اطرافیان آنها یاد گرفته اند که طاقت بیاورند و از احساساتشان صحبتی نکنند. در مورد این گونه افراد، فارغ از جنسیتشان، خیانت بیشتر مفهوم آزادی عاطفی دارد تا آزادی جنسی و همانطور که قابل حدس است این شکل از خیانت نیز نوعی از خودآزمایی فرد بحساب می آید.

خیانت با هر دلیلی پذیرفتنی نیست

خیانت با هر دلیلی پذیرفتنی نیست

آیا دلایل برخی برای خیانت موجه تر از دیگران است؟ و آیا پاسخ به این سوال اساسا مهم است؟ از منظر شریکی که به او خیانت شده پاسخ حتما منفی است. همینطور از نظر او هیچ دلیل موجهی برای خیانت جنسی نیز وجود نخواهد داشت. اما از نظر یک درمانگر این دلایل که در بیشتر مواقع ریشه در شخصیت و گذشته فرد خطاکار دارد بسیار مهم است. 

مهم از این نظر که راه درمان برای کسی که از خیانت بعنوان ابزاری برای ماجراجویی و خودآزمایی استفاده می کند،‌ با کسی که از خیانت برای پاسخ به آسیب های شخصی دوران کودکی یا نارسایی های احساسی در روابطش استفاده می کند، بسیار متفاوت است.

استفاده از این مطلب تنها با ذکر نام جامعه سلامت و لینک مستقیم به همین صفحه بلامانع است.

منبع: psychologytoday

ترجمه: جامعه سلامت

افزودن دیدگاه جدید

نمایش دیدگاه ها