پیغام وضعیت

  • Form id is comment_node_article_form
  • Form id is views_exposed_form
در این مطلب می‌خوانید: شخصیت مهرطلب,شخصیت مهرطلب دکتر هلاکویی,تست شخصیت مهرطلب,رهایی از مهرطلبی,مهرطلبی به انگلیسی,درمان مهرطلبی دکتر هلاکویی,دکتر فرهنگ هلاکویی مهرطلبی,شخصیت برتری طلب,شخصیت مهر طلب به انگلیسی,دانلود کتاب مهرطلبی,کتاب درمان مهرطلبی
مهرطلب ها چه اشخاصی هستند آن ها چه نوع رفتارهایی دارند؟ویژگی های روحی و شخصیتی آن ها به چه صورت است؟ چه کمبود ها و کاستی هایی در پرورش این افراد وجود داشته است که باعث بروز این اختلال روحی و روانی شده است؟ رفتار والدین با آن ها به چه صورت بوده است؟ یک فرد مهرطلب در جامعه چگونه حضور می یابد؟ درمان مهرطلبی چیست؟

شخصیت مهرطلب

شخصیت مهرطلب

مهر طلب، کسی است که نیازمند و محتاج مهر دیگران و تایید آنهاست چون نیاز نوازشی او در دوران کودکی به درستی پاسخ داده نشده است. نیاز به محبت، عشق بی قید و شرط، تایید و توجه والدین و دیگران از نیازهای اصلی کودکان است و زمانی که این نیازهای کودک نادیده گرفته می شود و والدین نمی توانند پاسخ سالم سازنده، درست و به جایی به این نیازها بدهند، الگوهای رفتاری تاییدطلبانه و مهرطلبانه را در درون او به شدت تقویت می کنند.
در این شرایط فرد برای گرفتن مهر دیگران حاضر است دست به انجام هر کاری بزند. درواقع آنچه که به عنوان نیاز عاطفی در کودکی وجود داشته، به خوبی از سوی پدر و مادر ارضا نشده و به این ترتیب این فروخوردن ها و سرکوب شدن نیازهای عاطفی در کودک، او را به سوی مهرطلبی سوق داده است.

همانطور که گفته شد این شخصیت در کودکی مهر ناب دریافت نکرده و به احتمال زیاد دچار عناد با خود و سرزنش دائم خویشتن است؛ یعنی خودش هم به خوبی خود را دوست ندارد. در نتیجه باز هم جام وجودش از مهر خالی است. بنابراین آن را جلوی دیگران می گیرد تا از آنان، مهر و محبت را گدایی کند. آیا تا به حال با افرادی برخورد کرده اید که مدام به توجه دیگران نیاز دارند و حاضرند محبت شان را به نوعی گدایی کنند؟ نوجوان هایی را دیده اید که برای به دست آوردن تایید و محبت دیگران و حتی دوستان شان حاضرند خودشان را به آب و آتش بزنند و توی دردسر بیندازند مبادا که توجه طرف مقابل را از دست بدهند یا تنها بمانند؟

او همواره در برابر خواسته دیگران ”چشم“ می گوید؛ مطیع و فرمانبردار است و در بسیاری از موارد و در برابر دیگران از حقش کوتاه می آید  اما و با این حال فردی بسیار زودرنج، حساس، احساساتی و به خصوص وابسته است و در بیشتر موارد به دلیل وابسته بودن و ترس از دست دادن، تا حد زیادی از خودگذشتگی نشان می دهد اما در درون، از آنچه که انجام می دهد و آنچه که در ازای آن دریافت می نماید احساس رضایت ندارد.

او به هیچ وجه دلش نمی آید کسی را بیازارد. او می خواهد تا هرکاری که از او میخواهند چه معقول و چه غیرمعقول، چه در حد توان او باشد و چه نباشد انجام دهد. بسیار دیده می شود که اینگونه افراد تن به  ظلم دهند و مجوز تجاوز دیگران به حقوقشان را خود صادر می کنند. در برخی موارد فراتر رفته و حتی  این اجازه که به او بی احترامی یا توهین شود را نیز صادر می کند. او به هیچ وجه نمی تواند به کسی ”نه“ بگوید؛ اما این مهر او یک مهر بالغ نیست، بلکه مهری از روی نیاز و احساس وابستگی است. به طور تقریبی در تمام امور توافق و تفاهم نشان می دهد که ریشه این رفتار در نیازهای عصبی او و همچنین نیاز او برای تأییدشدن و یا ترس از طردشدن توسط دیگران  است.

این فرد، حتی میل به ابراز وجود خود را سرکوب می کند؛ حرف و خشم خود را فرو می خورد و این تمایل ها را حس خودخواهی خود می بیند، ولی در این تسلیم بودن ها و تحمل کردن ها، خشم در او شکل می گیرد. او کم کم از خود خشمگین می شود که چرا نمی تواند حق خود را بگیرد و یا حرف خود را بزند.

از دیگران خشمگین می شود که چرا تا این حد، پرتوقع هستند و یا بر او و حقوق او تعدی می کنند و یا او را در نظر نمی گیرند و کم کم این خشم، او را به عناد با خود و با دیگران می کشاند و در نهایت کار به عناد با خداوند و تقدیر و سرنوشت می انجامد که چرا تقدیر من این چنین است و چرا خداوند این همه انسان های بد آفریده و آنان را سر راه زندگی من گذاشته تا به حقوق من تجاوز کنند و یا مهر و محبت من را درک نکنند؟ زیرا او معتقد است در آن حدی که مهر داده، مهر و محبتی دریافت نکرده است. اما واقعیت این جاست که آنچه که داده مهر ناب نبوده، پس امواج مهر ناب را دارا نیست بلکه امواج وابستگی و نیاز را داراست که خود باعث می شود تا افراد، او را پس بزنند.

این افراد، اغلب تمایل های درونی خود را، که همان خشم حاصل از تحمل های بی شمار است، سرکوب کرده و ضد آن را در خود پرورش می دهند که حاصل آن، تکیه کردن به دیگران و احساس وابستگی و از بین بردن اعتماد به نفس خود است. این افراد  اغلب به دوست داشتن دیگران، مهربان، رئوف و متواضع بودن و نیز از خودگذشتن تظاهر می کنند؛ حال آن که این عشق و محبت آنان، اغلب واقعی نیست و  از روی نیاز و وابستگی آنها نشات می گیرد.

مهرطلبی نتیجه عدم سلامت روانی پدر و مادر

مهرطلبی نتیجه عدم سلامت روانی پدر و مادر

آسیب مهرطلبی اختلالی است که از پدر و مادر ناآگاه به فرزندشان رسیده است. البته آنها این کار را به صورت غیرعمد انجام داده اند که دلیل آن عدم آگاهی نسبت به نیازهای واقعی فرزندشان و نداشتن شرایط پدر یا مادر شدن است. والدینی که فرزندشان را مهرطلب تربیت می کنند، از سلامت روانی لازم برای چنین مسئولیت بزرگی برخوردار نبوده اند و از اطلاعات و آموزش های مناسب برای فرزندداری بی بهره بوده اند و همین ناآگاهی شان باعث شده که امروز فرزندشان برای نفس کشیدن هم نیازمند توجه، تایید و مهر دیگران باشد. در نتیجه تربیت غلط و رفتارهای نادرست پدر و مادر، فرد مهرطلب نمی تواند از زندگی لذت ببرد زیرا روانش آسیب دیده است. او دنیا را مکان بدی می داند چون احساس می کند که خودش نیست که سبک زندگی اش را انتخاب می کند و خودش را نسبت به زندگی کنونی خود مسئول نمی داند.

مهرطلبی، نوعی خودآزاری و دگرآزاری

مهرطلبی، نوعی خودآزاری و دگرآزاری

خودآزاری

یک فرد مهر طلب همواره به دلیل تحمل های بیش از حد و نیز سرویس دادن های بیش از حد به دیگرام، احساس فشار می کند و در درون خود مدام با دیگران و حتی خودش در حال ستیز و نبرد است.

دگرآزاری

به دلیل این که وقتی بیش از حد محبت می کند، سرویس می دهد و یا خدمات ارائه می کند  طرف مقابل را شرمنده ساخته  و یا گاها او را  پرتوقع و متجاوز می ساز در حالیکه اگر در جای دیگری از دیگران به همان اندازه خدمت و یا محبت را نگیرد، آزار می بیند و برایش دردناک است. به دلیل محبت زیاد و یا سرویس دادن و دریافت نکردن پاسخی در همان حد، همواره احساس ناخشنودی، غم و نارضایتی دارد.
این فرد، به هیچ وجه انتقادپذیر نیست، زیرا انتقاد را حمله ای بر شخصیت خود می داند و با هر انتقاد می شکند. همواره در درون خود، با خود و دیگران در حال جنگ است و گفت وگوی درونی پرخاش گرانه و پر از خشم، او را رها نمی کند. همیشه از خود و دیگران، عصبانی و خشمگین است و با سرزنش کردن دائم خود، اعتماد به نفس خود را به شدت کاهش می دهد.

وقتی محبت از مهر طلب دریغ شود

وقتی محبت از مهر طلب دریغ شود

مهرطلب، کسی است که نیازمند و محتاج مهر و تایید دیگران است چون نیاز نوازشی او در دوران کودکی به درستی پاسخ داده نشده است. نیاز به محبت، عشق بی قید و شرط، تایید و توجه والدین و دیگران از نیازهای اصلی کودکان است و زمانی که این نیازهای کودک نادیده گرفته می شود و والدین نمی توانند پاسخ سالم سازنده، درست و به جایی به این نیازها بدهند، الگوهای رفتاری تاییدطلبانه و مهرطلبانه را در درون او به شدت تقویت می کنند.
در این شرایط فرد برای گرفتن مهر دیگران حاضر است دست به انجام هر کاری بزند. درواقع آنچه که به عنوان نیاز عاطفی در کودکی وجود داشته، به خوبی از سوی پدر و مادر ارضا نشده و به این ترتیب این فروخوردن ها و سرکوب شدن نیازهای عاطفی در کودک، او را به سوی مهرطلبی سوق داده است.
وقتی ما به عنوان پدر و مادر کودکمان را به هر دلیل و به خاطر هر کاری توبیخ می کنیم یا به ندرت کارهایش را تایید می کنیم، این احساس را در او به وجود می آوریم که همه تقصیرها و اشتباهات به گردن اوست. در نتیجه او را دچار استرس می کنیم و به این ترتیب هر روز او را بیشتر به سمت چاه مهرطلبی هل می دهیم.

انگشت اتهام به سمت اجتماع

انگشت اتهام به سمت اجتماع

وقتی با فرد مهرطلب مواجه می شویم، قرار نیست فقط انگشت اتهام مان را به سمت والدین بگیریم و رفتارهای نادرست آنها را عامل بروز این اختلال شخصیتی بدانیم بلکه گاهی وقت ها این جامعه است که نسلی را مهرطلب می کند.
نقش اول اجتماع آموزشی است که باید به پدر و مادر بدهد. مفهوم آموزش از این نظر برای والدین اهمیت دارد که بدانند فرزندپروری کار بسیارسختی است. در بسیاری از موارد کودک در خانواده ای به دنیا می آید که تک فرزند است و به همین دلیل والدین تجربه تربیت و برخورد با کودک را ندارند و نمی دانند چطور باید عشق و محبت خود را به صورت بی قید و شرط به فرزندشان بدهند.
 
در اینجاست که نقش آموزش هایی که اجتماع به والدین می دهد، بسیار پررنگ شده و نقش جامعه و مسئوین برای بالا بردن سطح روانی والدین، اهمیت فوق العاده ای پیدا می کند. چون همان طور که قبلا گفته شد، مهم ترین دلیل مهرطلب شدن کودک، رفتار والدین نسبت به اوست. هرچه سلامت روان والدین بالاتر باشد و کودک شان را طرد نکنند، پرخاشگر نباشند، عشق شان را شرطی نکند و... میزان مهرطلبی هم در کودکان به شدت کاهش پیدا می کند.
 
نحوه برخوردهای اجتماعی با کودکان نیز یکی دیگر از عوامل اصلی مهرطلب شدن آنهاست. کودکان بخش مهمی از روز خود را در مدرسه می گذرانند و با ناظم و معلم و... در تماس مستقیم هستند. بنابراین وقتی کودکی در مدرسه طرد می شود یا ویژگی های فردی اش نادیده گرفته می شود، به احتمال بیشتری در آینده به آدمی مهرطلب تبدیل می شود که با این کار هم خودش را آزار می دهد و هم اطرافیانش را. کودک باید در مدرسه یاد بگیرد که اگر به دیگران محبت می کند نباید در مقابل، انتظار محبت داشته باشد یا محبت را گدایی کند. همچنین کودک باید دوست داشتن خود را یاد بگیرد و بیشتر به خودش تکیه کند و بداند که چطور نباید از نظر عاطفی به دیگران وابسته شود و دقیقا به دلیل نبود این آموزش ها در جامعه و خانواده است که امروز شاهد شیوع بیش از حد مهرطلبی در اجتماع هستیم.

درون مهرطلب ها پر از خشم و کینه است

درون مهرطلب ها پر از خشم و کینه است

مهرطلب ها در رابطه با همسر و فرزندان خود یا در تعامل با والدین شان آسیب پذیرتر هستند. این افراد نمی توانند به خواسته های دیگران نه بگویند پس خشم را درون خودشان می ریزند و در عوض لبخند می زنند و کاری را که از آنها خواسته شده انجام می دهند. این افراد برای همه اطرافیان خود بیش از حد کامل هستند اما درون شان پر از کینه و خشم و ناراحتی است که پشت نقاب آرامش پنهان شده است.

مهرطلب ها مظلومند؟

مهرطلب ها مظلومند؟

ممکن است افراد مهرطلب با مظلوم اشتباه گرفته شوند. البته این افراد به نوعی مظلوم هستند اما مشکل اصلی اینجاست که دیگران آن ها را به الگو تبدیل می کنند. یعنی یک فرد مهرطلب به دلیل نوع رفتارهایی که در خانواده بروز می دهد، به الگوی رفتاری تبدیل می شود و همه می خواهند تا فرزندشان همانند او تربیت شوند. او که مهربان است و اصلا نه نمی گوید! در حالی که اختلال شخصیت مهرطلبی در وجود او نادیده گرفته می شود.

مادری را تصور کنید که در دوران کودکی اش توجه کافی ندیده و حالا مادری مهرطلب است. فرزندان این زن هم با مشاهده مستقیم رفتارهای مادرشان این ویژگی را پیدا کرده اند و به این ترتیب این سیکل معیوب را تکرار می کنند.

شخصیت برتری طلب یا مهرطلب؟

شخصیت برتری طلب یا مهرطلب؟

در برخی موارد شخصیت مهرطلب به دلیل نوعی برتری طلبی، به سوی مهرطلبی کشیده می شود. در واقع او قصد دارد تا بگوید که ”من بسیار خوب هستم“ و در خوب بودن خود نیز  اغراق می کند تا برتر و بهتر به نظر آید تا حدی که خود دچار فشار شده و از درون احساس رضایت، شادی و خوشبختی ندارد.

اریک فروم جامعه شناس و روان شناس معروف می گوید: ”اگر مهری می دهیم تا مهری یا تأییدی بگیریم، این مهر، یک مهر بالغ و ناب نیست، این یک نیاز است.

سرانجام مهرطلبی

سرانجام مهرطلبی

پس از گذر سال ها، فرد مهرطلب به دلیل خودتنبیهی حاصل از عناد با خویشتن، دچار سرزنش مداوم خود و اضطراب در ذهن می گردد  زیرا هر چه تلاش می کند قادر نیست تا دل انسان های اطراف خود را به دست آورد و آنان را راضی نگاه دارد و به دلیل فشارهای حاصل از رفتار و کردار آنان و تحمل های زیاد خود و نداشتن اعتماد به نفس کافی که درست نقطهٔ مقابل اضطراب است، اضطراب و پریشانی  در او تشدید می گردد.

پس از آن و  به دلایلی مانند عناد با دیگران، عناد با خداوند، سرزنش دیگران، احساس عدم رضایت، احساس غم، نداشتن حس خوشبختی، فروخوردن خشم، درد و تحمل های بی شمار و بی دلیل، دچار افسردگی می گردد.

دلایل شکل گیری شخصیت مهرطلب

دلایل شکل گیری شخصیت مهرطلب

همانطور که اشاره شد دلایل فروخوردن های بیش از حد، سرکوب عواطف و تبدیل شخصیت خود به یک شخصیت منفی و پر از خشم، در حالیکه خود را مهربان و ملایم نشان می دهد، اغلب از خانواده، اجتماع و نوع تربیت یک فرد مهر طلب نشات میگیرد. در واقع طرز برخورد اعضا خانواده با او، آموزه های آنان،  تجربیات تلخ و یا اینکه  در گذشته و هربار خواسته است تا از حق خود دفاع کند و در پس آن جنجالی به پا شده و مورد بی مهری دیگران قرار گرفته، سرچشمه شکل گیری شخصیت اوست.

گاهی، ما نیز در زندگی روزمره افراد را تحمل می کنیم و ساکت می مانیم اما این فشار عصبی حاصل از تحمل و سکوت در برابر آنان  را به درون خانه و کاشانه خود برده و آن را بصورت مستقیم یا غیر مستقیم وارد زندگی سایر اعضا خانواده نیز می کنیم. حتی گاهی در ذهنمان با خود و یا افراد دیگر نزاع وستیزی داریم که این تضاد و تعارض حاصل از تحمل در ظاهر و تفکرات عصبی در باطن،  ما را در هم شکسته و  به ویرانی می کشاند.

اما اگر بخوایم بصورت کلی علل و عوامل شکل گیری شخصیت های مهرطلب را بررسی کنیم، میتوان به این هشت مورد اشاره کرد : 

  1. نگرفتن مهر ناب و نوازش کافی در دوران کودکی و خالی بودن جام وجود از مهر پدر و مادر و خانواده
  2. دوست نداشتن خود و خالی بودن جام وجود از مهر خود
  3. عدم خودباوری و نیز اعتماد به نفس پائین
  4. سرزنش و تخریب خود
  5. عناد با خود بر اثر احساس گناه و یا تقصیر در مورد یک یا چند زمینه در گذشته
  6. داشتن شخصیت وابسته و نیازمند بر اثر تربیت اشتباه
  7. داشتن روحیه متحمل  (ممکن است در خانواده، مدرسه یا جامعه به افراد توصیه شود که باید مصائب و ناملایمتی ها را  تحمل کنند که این خود اشکال نیست، اما هرگز به آنها آموزش داده نمی شود که چگونه بدون آسیب به خود و دیگران حق خود را بستانند.)
  8. ​داشتن ترس:
  • ترس از دست دادن مهر یا توجه دیگران
  • ترس از طردشدن و کنارگذاشته شدن توسط دیگرام
  • ترس از رهاشدن و تنها ماندن
  • ترس از این تفکر در دیگران که فرد به حد کافی انسان خوبی نیست
  • ترس از درگیری، سر و صدا و دعوا

چطور مهرطلب ها را بشناسیم؟

چطور مهرطلب ها را بشناسیم؟

افراد مهرطلب معمولا با افراد مهربان اشتباه گرفته می شوند چون از آن تیپ آدم هایی هستند که می خواهند دائما به دیگران کمک کنند و برای این کار حاضرند حتی از خودشان هم بگذرند و هر سختی را به جان بخرند. آنها معمولا نمی توانند به کسی نه بگویند و هر کاری می کنند تا آنچه که افراد مختلف از آنها خواسته اند انجام دهند. این افراد به توجه و محبت دیگران نیاز شدیدی دارند و به شدت از تنها ماندن از سوی دیگران واهمه دارند. درواقع افراد مهرطلب به شدت به دیگران وابسته هستند و معمولا اعتماد به نفس پایینی دارند که رفتارشان را تقویت می کند.

اختلال مهرطلبی به درمان نیاز دارد

اختلال مهرطلبی به درمان نیاز دارد

آیا فردی که مهرطلب است بیمار روانی به حساب می آید و نیاز به درمان دارد؟ پاسخ روان شناسان به این سوال مثبت است. مهرطلب ها دایما خود و دیگران را آزار می دهند و این اختلال به عنوان یک بیماری روانی نوروتیک به حساب می آید که به درمان نیاز دارد. علتش هم این است که مهرطلبی و وابستگی این افراد به دیگران به بروز یکسری رفتارها، کنش ها و واکنش های نامناسب در آنها منجر می شود و باعث می شود که از خودشان و دیگران توقع بیجا داشته باشند و نتوانند به هیچ کس و در برابر هیچ خواسته ای «نه» بگویند. چون از این طریق است که می توانند تایید و توجه دیگران را به دست بیاورند.
درواقع افراد مهرطلب بیمارند، چون حاضر هستند از نظر عاطفی به دیگران باج بدهند تا رابطه های خود را حفظ کنند و به همین دلیل است که معمولا با اینکه ضربه های روحی روانی شدیدی می خورند اما حاضر نیستند آن رابطه را از دست بدهند. به عنوان مثال ممکن است فرد مهرطلب جایگاه اجتماعی خوبی داشته باشد اما نتواند در مقابل همسر معتادش بیاستد. چون می ترسد که همسرش او را طرد کند و دیگر دوستش نداشته باشد.
مهرطلبی اختلالی است که به درمان نیاز دارد وگرنه فرد مبتلا به مرور دچار عناد با خود می شود، دائما خودش را سرزنش می کند و سرکوب کردن این خشم و عصبانیت عاملی برای افسرده شدن فرد در بلندمدت خواهدبود.

رهایی و درمان مهرطلبی

رهایی از مهرطلبی

روش های مختلفی برای از بین بردن شخصیت مهرطلبی وجود دارد. از جمله این که:

بلافاصله به همه خواسته هایی که دیگران از شما دارند جواب مثبت ندهید

برای خودتان زمان بخرید و در این فاصله فکر کنید که آیا خواسته هایی که طرف مقابل دارد در جهت خواسته ها، نیازها و علایق شما هست یا نه. آیا وقتش را دارید که انجامش بدهید؟ یا باید خیلی خودتان را به دردسر بیندازید؟ اصلا دوست دارید که این کار را انجام دهید یا نه؟ وقتی مطمئن شدید که انتخاب ها و اولویت های خودتان را در نظر گرفته اید می توانید به خواسته طرف مقابل جواب دهید.

افکار غلط خود را دایما اصلاح کنید

شما ویژگی مهرطلبی را از دوران کودکی با خودتان آورده اید و سال هاست که این اختلال با شماست پس انتظار نداشته باشید که به سرعت از بین برود. باید دایما مچ خودتان و افکار غلطی را که دارید بگیرید و هر روز آنها را اصلاح کنید. مثلا اگر مدام فکر می کنید که باید به خانواده تان سرویس بدهید با خودتان تکرار کنید که شما برای خدمت کردن به دیگران به دنیا نیامده اید و شما هم نیاز به استراحت و تفریح و... دارید.

یاد بگیرید که از دیگران بگیرید

مطمئن باشید که با این کار هم فشار جسمی و روانی کمتری را متحمل خواهید شد و هم عشق و محبت دیگران را از دست نمی دهید. سعی کنید بین وظایفی که بر عهده می گیرید و آنهایی که بر عهده دیگران می گذارید تعادلی نسبی ایجاد کنید.

از خود مراقبت کردن را یاد بگیرید

به جسم تان توجه کنید، به خودتان برسید و از جسم و روان تان مراقبت کنید. به این موضوع فکر کنید که آخرین بار چه زمانی برای خودتان وقت گذاشته اید، کی برای خودتان پول خرج کرده اید و چه وقت خودتان را خوشحال کرده اید؟

سطح اعتماد به نفس تان را ارتقا دهید

به دنبال راهکارهایی برای افزایش اعتماد به نفس خود باشید. از هر مورد کوچکی که بتواند این حس را در شما تقویت کند استقبال کنید. حس حقارت و خودکوچک بینی را در خود منهدم و نابود کنید. گاهی ورزش میتواند به این امر کمک کند.

عزت نفس تان را بالا ببرید

با انجام صحیح و کامل امور روزمره خود و نیز کارهایی که خیلی وقت است در لیست انتظار شما قرار دارند عزت نفس خود را افزایش دهید. این امر در کنار ارتقا اعتماد به نفس میتواند به شدت در راه درمان به شما کمک کند.

با ترس هایتان مواجه شوید

با این تفکرات که اگر مهر دیگران  از شما قطع شود و آنها شما را رها کنند، یک بار و برای همیشه مواجه شوید. به خود یادآوری کنید که  تنها نیستید و همواره و در همه مراحل خدا را دارید که در کنار شما و پشتیبانتان خواهد بود.

روحیه متحمل بودن را در خود از بین ببرید

به خود مدام یادآوری کنید که بعد از این، تحمل نمی کنم که دچار فشار شوم، ولی تساهل می کنم. دیگران را آنطور که هستند بپذیرید و اگر با آن مشکل دارید از کنارش عبور کنید.

از عبادت و مدیتیشن به عنوان راهکارهای مطمئن بهره بگیرید 

عبادت، دعا و راز و نیاز، مدیتیشن و مراقبه با انرژی الهی و در نتیجه پر کردن خود از آن قادر است تا کمبودهای درونی را مرتفع ساخته و فرد را از گدائی مهر و محبت از دیگران بی نیاز سازد.

منبع : نمناک | مشاورفا

دیدگاه‌ها

دکتر روانشناس
دیدگاه: 
به عنوان یک دکتر روانشناس، بابت این مطلب خوب و عالی و همینطور جامع و کامل از شما تشکر می کنم. باشد که هیچکس در دام مهر طلبی گرفتار نشود.
#1
یه ناشناس
دیدگاه: 
سلام .مطالبتون عالی بود .با خواندن مطلبتون متوجه شدم من هم یک فرد مهر طلب هستم که همیشه در خانواده برای براورده شدن حس برتری خواهرم نقش قربانی را داشته ام در هر مرحله از زندگی تحصیل ازدواج کار و غیره .و در نظر مادرم برای خاله ها و خواهر و پس از ان برادر زاده اش. به طوریکه در بیشتر خواستکارای خوب رک و در پیش منو خواستگار پیشنهاد داده که مثلا خالم خیلی خوبه بره خواستگاری اون. و حتی به مرحله ای رسیده بودم که همه پایمال کردن حق مرا امری طبیعی و حق طلبی مرا کار بد ،گناه ونامهربانی تلقی میکردن. الان به مرحله ای رسیدم که اصلا طلب مهر ندارم و محبت و مهر دیگران برایم خیلی ارزش ندارد و خودم تبدیل به کسی شدم که خیلی راحت میتونم کسانی رو که ازارم میدهند رو کنار بزرام از زندگیم. ولی شدیدا پرخاشگر و عصبی شدم . در مقابل بدی دیگران و انجام اعمالی چون گذشته اصلا تحمل ندارم .
#2

افزودن دیدگاه جدید

دیدگاه‌ها

دکتر روانشناس
به عنوان یک دکتر روانشناس، بابت این مطلب خوب و عالی و همینطور جامع و کامل از شما تشکر می کنم. باشد که هیچکس در دام مهر طلبی گرفتار نشود.
یه ناشناس
سلام .مطالبتون عالی بود .با خواندن مطلبتون متوجه شدم من هم یک فرد مهر طلب هستم که همیشه در خانواده برای براورده شدن حس برتری خواهرم نقش قربانی را داشته ام در هر مرحله از زندگی تحصیل ازدواج کار و غیره .و در نظر مادرم برای خاله ها و خواهر و پس از ان برادر زاده اش. به طوریکه در بیشتر خواستکارای خوب رک و در پیش منو خواستگار پیشنهاد داده که مثلا خالم خیلی خوبه بره خواستگاری اون. و حتی به مرحله ای رسیده بودم که همه پایمال کردن حق مرا امری طبیعی و حق طلبی مرا کار بد ،گناه ونامهربانی تلقی میکردن. الان به مرحله ای رسیدم که اصلا طلب مهر ندارم و محبت و مهر دیگران برایم خیلی ارزش ندارد و خودم تبدیل به کسی شدم که خیلی راحت میتونم کسانی رو که ازارم میدهند رو کنار بزرام از زندگیم. ولی شدیدا پرخاشگر و عصبی شدم . در مقابل بدی دیگران و انجام اعمالی چون گذشته اصلا تحمل ندارم .