پیغام وضعیت

  • Form id is comment_node_article_form
  • Form id is views_exposed_form
در این مطلب می‌خوانید : تيپ شخصيت كمال گرا,دور معیوب (سیکل معیوب) در روند کمال گرایی,ریشه های کمال گرایی,دلایل شکل گیری شخصیت کمال گرا در افراد, والدین قدرت طلب,ویژگی های افراد کمال گرا,کمال گرایی خوب، کمال گرایی بد,کمال گرایی چه انواعی دارد؟,درمان کمال گرایی,ویژگی های افراد کمال گرا
آیا احساس می‌کنید کارهایی که به اتمام رسانده‌اید به اندازه کافی خوب نیستند؟ آیا نوشتن مقالات و طرحها را با هدف انجام دقیق آنها به تعویق می‌اندازید؟ آیا احساس می‌کنید که کارها را باید صد در دصد درست انجام دهید و در غیر اینصورت فردی متوسط و یا حتی بازنده هستید؟

تيپ شخصيت كمال گرا

تيپ شخصيت كمال گرا

اسمي كه زيباست اما...؛ تيپ هاي كمال گرا يا ايده آل گرا كه يكي از شخصيت هاي پراسترس به شمار می روند در ظاهر اسم قشنگی دارند، اما در واقعيت نه. برای آنان نتيجه و هدف آنچنان مهم است كه روند طبیعی و لحظه هاي زندگي را از دست مي دهند. براي اينكه به هدفی دست یابند بطور افراطی بخودشان سخت مي گيرند و بسياري از تجربه هاي لحظات زندگي را از دست مي دهند چرا كه از ابتدا این تصور را دارند که قادر نخواهند بود  تا آن تجربه را به برسانند و در نتيجه ممكن است اصلاً آنرا شروع نكنند. براي اين افراد نمره ۲۰ مهم است و ۱۹ برای آنان شكست محسوب می شود. آنها از دستیابی به موفقیت در زندگی لذت نمی برند و سعی دارند تا با درک دلایل آن اندوخته ای برای اهداف بعدی داشته باشند در حالیکه شيوه صحیح زندگي اينطور است كه در موقعيت هاي مختلف تجربه هاي متفاوتي داشته باشيم و از آنها لذت ببريم نه اينكه صرفاً موفق شويم، مثلاً زماني را به نقاشي كردن اختصاص بدهيم و از آن لذت ببريم اما قرار نیست تا لزوماً نقاش معروفي شويم. يا آشپزي كنيم اما حتما قرار نیست سرآشپز مشهوري شویم. كمال گراها اما اين طور نيستند. آنها هميشه در مورد موفقيت و هدف هايشان فكر مي كنند.

توصيه ای که به كمال گراها میشود اين است كه به كودك درون خود اهميت بدهند و با آن ارتباط برقرار كنند. بازي هايي انجام دهند كه برد و باخت ندارد. نقطه مقابل كمال گرايي تنبلي است كه آن هم خيلي بد است، چرا كه زندگي فقط تنبلي و لذت بردن نيست و بايد هدف هم داشته باشي. تنبل ها اصلاً تلاش نمي كنند و هيچ هدفي ندارند. روان شناسان معتقدند داشتن معیارهای بالا برای موفقیت و ترس از شکست سلامت روان را به خطر می اندازد.

«سنگ بزرگ نشانه نزدن است». نیاکان ما سال ها پیش با استفاده از عقل جمعی شان و آفریدن همین ضرب المثل، پرده از یک یافته قرن بیستمی روان شناسی برداشته اند.

دانشمندان علوم رفتاری دریافته اند که بعضی افراد جوری بزرگ شده اند که معیارهای موفقیت شان را دست بالا می گیرند. آنها این ویژگی شخصیتی را کمال گرایی یا Perfectionism می نامند. کمال گرایی بستری را آماده می کند که آنها اضطراب زیادی را تجربه کنند.

همان طور که گفتیم، افراد کمال گرا معیار های خیلی خیلی بالایی را برای موفقیت در نظر می گیرند و اگر به آن اهداف بلندپروازانه نرسند، خود شان را شکست خورده می دانند. آنها نسخه همه اتفاق های دنیا را با قانون «همه یا هیچ» می پیچند. برای کمال گراها نتیجه هر کاری یا شکست کامل است یا موفقیت کامل. دانش آموزی که موقع انتخاب رشته دانشگاهی، فقط دانشگاه تهران را وارد برگ انتخاب رشته می کند، ورزشکار یا مربی ای که همه مساوی گرفتن ها را یک شکست مفتضح می داند، نقاشی که آن قدر نمایشگاه برگزار نمی کند تا موزه هنرهای معاصر بیاید سراغش و روزنامه نگار جوانی که فقط نوشتن در همشهری جوان (آنها که شوخی سرشان نمی شود بخوانند لوموند) راضی اش می کند؛ همه و همه نمونه های افراد کمال گرا هستند. ته تمام این آرمان های بالابلند، یک ترس ظریف از شکست خوردن خوابیده است؛ ترسی که موجب می شود فرد همیشه در حالت تنش و اضطراب باشد.

دور معیوب (سیکل معیوب) در روند کمال گرایی

دور معیوب (سیکل معیوب) در روند کمال گرایی

نگرش کمال گرایانه ، یک دور معیوب را بوجود می‌آورد. افراد کمال گرا ، نخست مجموعه‌ای از اهداف غیر قابل دسترس را ردیف می‌کنند. در گام بعدی در رسیدن به این اهداف شکست می‌خورند، زیرا دسترسی به آن اهداف غیر ممکن می‌باشد. در گام بعدی ، زیر فشار میل به کمال و ناکامی مزمن غیر قابل اجتناب ناشی از آن، خلاقیت و کارآمدی آنها کاهش می‌یابد. و بالاخره این روند، افراد کمال گرا را به انتقاد از خود و سرزنش خود هدایت می‌کند که نتیجه این روند نیز عزت نفس پایین می‌باشد. این مسایل ، احتمالا اضطراب و افسردگی نیز به همراه خواهد داشت.

افراد کمال گرا معمولا عدم پذیرش و طرد شدن از سوی دیگران را پیش بینی و از آن می‌ترسند. با این ترس ، آنها در مقابل انتقاد دیگران حالت دفاعی به خود می‌گیرند و از این طریق دیگران را ناکام و از خود دور می‌سازند. کمال گراها بدون اینکه متوجه این موضوع باشند، همچنین معیارهای به شدت غیر واقع گرای خود را از دیگران نیز انتظار داشته و در نتیجه نسبت به دیگران متوقع و منتقد می‌گردند. در نهایت ممکن است  افراد کمال گرا به دیگران اجازه ندهند که شاهد اشتباهاتشان باشند. آنها این نکته را در نظر نمی‌گیرند که خود افشایی، این فرصت را به آنها می‌دهد که دیگران به چشم یک انسان به آنها نگاه کرده و دوستشان بدارند. بدلیل وجود این دور (سیکل) معیوب ، افراد کمال گرا ، غالبا در داشتن روابط نزدیک با افراد دچار مشکل هستند و به همین خاطر رضایت کمتری از روابط بین فردی خود دارند. 

ریشه های کمال گرایی

ریشه های کمال گرایی

برای اینکه در روان آدمی یک ویژگی شخصیتی حسابی پرورده شود و شکل بگیرد، از لحظه تولد تا بزرگسالی چندین و چند عامل دست به دست هم می دهند. کمال گرایی نیز طبق تعریف روان شناسان یک ویژگی شخصیتی است. احتمالا در کودکی یاد گرفته‌اند که دیگران با توجه به میزان کاریشان به آنها بها داده اند، در نتیجه احتمالا آنها یاد گرفته اند در صورتی به خود بها دهند که مورد قبول دیگران واقع شوند (فقط بر پایه میزان پذیرش دیگران به خود بها دهند). بنابراین عزت نفس آنها براساس معیارهای خارجی  پایه ریزی شده است. این امر می‌تواند آنها را نسبت به نقطه نظرها و انتقادات دیگران آسیب پذیر و به شدت حساس نماید. تلاش برای حمایت از خود و رهایی از این گونه انتقادات سبب می‌گردد کامل بودن را تنها راه دفاع از خود بدانند. بعضی از احساسات ، افکار و باورهای منفی ذیل ، احتمالا با کمال گرایی مرتبط هستند:

  • ترس از بازنده بودن: افراد کمال گرا ، غالبا شکست و رسیدن به هدفهایشان را با از دست دادن ارزش و بهای شخصی مساوی می‌دانند.
  • ترس از اشتباه کردن: افراد کمال گرا ، غالبا اشتباه را مساوی با شکست می‌دانند. موضع آنها در زندگی حول و حوش اجتناب از اشتباه است. کمال گراها فرصتهای یادگیری و ارتقا را از دست می‌دهند.
  • ترس از نارضایتی: افراد کمال گرا ، در صورتی که دیگران شاهد نقایص یا معایب کارشان باشند، غالبا به دلیل ترس از عدم پذیرش از سوی آنان ، دچار وحشت می‌گردند. تلاش برای کامل بودن در واقع روشی جهت حمایت گرفتن از دیگران به جای انتقاد ، طرد شدن یا نارضایتی می‌باشند.
  • همه یا هیچ پنداری: افراد کمال گرا ، بندرت بر این باورند که در صورت به پایان رسیدن یک کار ، بطور متوسط هنوز با ارزش هستند. افراد کمال گرا ، در دیدن دورنمای موقعیتها دچار مشکل هستند. برای مثال ، دانش آموزی که همیشه نمره A داشته ، در صورت گرفتن نمره B بر این باور است که من یک بازنده هستم.
  • تاکید بسیار بر روی بایدها: زندگی افراد کمال گرا ، غالبا براساس لیست پایان ناپذیری از بایدها بنا شده است، که با قوانین خشکی برای هدایت زندگی آنها ، به خدمت گرفته می‌شود. افراد کمال گرا با داشتن چنین تاکیدهایی برروی بایدها بندرت بر روی خواسته‌ها و آرزوهای خود حساب می‌کنند.
  • اعتقاد داشتن به این امر که دیگران به آسانی به موفقیت می رسند: افراد کمال گرا ، مشاهدات خود را به گونه‌ای جمع آوری می‌کنند، که بگویند افراد دیگر با کمترین تلاش ، خطاهای کم ، استرسهای عاطفی کمتر و بالاترین اعتماد به نفس به موفقیت دست می‌یابند. در عین حال افراد کمال گرا کوششهای خود را پایان ناپذیر و ناکافی تلقی می‌کنند.

دلایل شکل گیری شخصیت کمال گرا در افراد

دلایل شکل گیری شخصیت کمال گرا در افراد

معمولا شکل گیری ریشه هایی کمال گرایی در افراد متفاوت است اما عمده دلایل آن را میتوان به صورت زیر تقسیم بندی کرد:

۱. والدین قدرت طلب

آدم هایی که بیش از حد کمال گرا هستند احتمالا در کودکی والدینی قدرت طلب داشته اند؛ پدر و مادری که از ابتدا به کودک خود چنین القا میکنند که «همیشه ما درست می گوییم، همیشه حق با ماست و همیشه ما درست رفتار می کنیم». این والدین نه چندان محترم، تفاوت توانایی های خودشان و کودک نازنینشان را درک نمی کنند به همین خاطر سعی می کنند با تنبیه کودکانشان را مجبور کنند به معیار های والایشان دست یابند. معیارهایی که آن قدر غیرواقع بینانه اند که در کمتر موردی کودکانشان می تواند به آنها دست یابند. روان شناسان به این سبک به اصطلاح تربیت بچه،  سبک «والدین قدرت طلب» می گویند.

۲. والدین کمال گرا

همانطور که در ادبیات کهن ما نیز گفته شده است، «گندم از گندم بروید جو ز جو».  ویژگی کمال گرایی نیز از این قاعده مستثنا نیست و غیر از والدین دیکتاتور، والدین کمال گرا نیز فرزندان کمال گرایی تحویل جامعه می دهند. والدینی که خودشان کمال گرا هستند، نه تنها موفقیت های کودکانشان را کوچک می شمارند بلکه موفقیت های خودشان را هم قبول ندارند. آنها شخصیتی وسواسی و بیش از حد منظم دارند و کودکان این افراد به همین خاطر هرگز هیچ وقت احساس خوبی نسبت به موفقیت هایشان ندارند و در نتیجه احساس خوبی نسبت به خودشان هم ندارند چون هیچ وقت نتوانسته اند والدینشان را خشنود کنند.

۳. باورهای فردی

بعضی باورهای افراد که موجب کمال گرایی می شوند عبارتند از:
الف) نیاز به تایید؛ «همه افراد مهم زندگی من از جمله والدین، همسر، بچه ها و همکارانم باید مرا تایید کنند و دوستم بدارند».
ب) انتظارات بیش از حد از خود؛ «اگر من در همه زمینه ها با کفایت نباشم فرد بی ارزشی هستم».
ج) مستعد سرزنش؛ «اگر من نتوانم به پیروزی دست پیدا کنم، دیگران حق دارند مرا تنبیه کنند».
د) نگرانی بیش از اندازه؛ «چه موقعیت حساس باشد و چه نه، من باید به هر حال نگران باشم».
ه‍) پرهیز از مشکلات؛ «فرار از مشکلات بهتر از درگیر شدن با آنهاست».

ویژگی های افراد کمال گرا

ویژگی های افراد کمال گرا

۱. معیارهای سطح بالا

آنها معتقدند که همه چیز باید کامل و بی نقص باشد، به خودشان و دیگران سخت می گیرند. فرقی نمی کند که چه کار می کنند. آشپزی ، ورزش یا کار. مهم این است که باید آن را کامل و بدون کوچک ترین نقصی انجام دهند و اگر کمی کار ایراد داشته باشد احساس می کنند شکست خورده اند. بنابراین همیشه فقط کارهایی را انجام می دهند که در آن مهارت دارند و دایره فعالیت هایشان محدود می شود.این افراد اغلب زمینه ای خاص را برای رسیدن به حد مطلوب انتخاب می کنند.

برخی از افراد دچار این وضعیت، کمال گرایی را بر روی خانه، همسر و فرزندانشان منعکس می کنند و دسته دیگر بسیار مشکل پسند و ایرادگیرند و قصد دارند تمام کارها و وسایلشان بی عیب و نقص باشد. روابطشان، شغلشان، لباس هایشان، جعبه ابزارشان، ماشینشان و ...

۲. کمتر کسی به حد مطلوب آن ها می رسد

برای آن ها هیچ کس آن طور که باید نیست. کمال گرایان همیشه قادرند به اندازه کافی از دیگران اشکال بگیرند، فرقی نمی کند که طرف مقابل چه کسی باشد، مهم این است آن طور که باید نیست.

۳. جذب کسانی می شوند که بالقوه کمال گرا هستند

افراد کمال گرا معمولا به سراغ کسانی می روند که توانایی کمال گرا شدن را داشته باشند. اکثر کمال گرایان طرح به کمال رساندن همسران را نیز دارند.

۴. گرایش به ناراحتی و افسردگی دارند

آنها به جای این که از امکاناتی که دارند لذت ببرند، غصه می خورند که چرا در زندگی به حد مطلوب خود نمی رسند و این امر باعث می شود که همیشه تا حدی افسرده باشند.

کمال گرایی خوب، کمال گرایی بد

کمال گرایی خوب، کمال گرایی بد

البته همه نظر ها در طول سالیان معتدل تر می شوند. روان شناسان نیز دریافتند که کمال گرایی نیز جنبه های مثبت و منفی دارد. در نیمه دوم قرن بیستم، روان شناسی به نام «هاماچک»، کمال گرایی را به بهنجار و نابهنجار تقسیم کرد.

کسانی که کمال گرای بهنجار یا سازگارانه هستند معیار های بالایی را برای خود در نظر می گیرند اما به جای اینکه رسیدن یا نرسیدن به آن معیار ها برایشان مهم باشد، نفس تلاش کردن برای رسیدن به هدف برایشان اهمیت دارد. کمال گرایان مثبت از کار و تلاش زیاد لذت می برند و وقتی که در انجام دادن یا ندادن کاری آزادند، سعی می کنند آن را به بهترین نحوی که می توانند انجام دهند.کمال گرایی بهنجار نه تنها موجب مشکلی نمی شود بلکه باعث می شود که فرد استعداد های خود را شکوفا کند و به احساس رضایت شخصی بالایی دست یابد.

برخلاف کمال گرایی بهنجار، کمال گرایی نابهنجار به همان تعاریف اولیه نزدیک تر است؛ کمال گرایان نابهنجار یا روان رنجور بیشتر در فکر آن هستند که مبادا اشتباهی از آنها سر بزند. آنها هیچ وقت کاملا احساس پیروزی نمی کنند. آنها حتی اگر از دیگران بهتر کار کنند، باز هم احساس رضایت نمی کنند. این افراد هرچقدر هم که به موفقیت دست پیدا کنند، راضی نیستند و خود را سرزنش می کنند و هدف بالاتری را در نظر می گیرند. آنها در این زنجیره بی انتها گیر می کنند و همیشه با خودشان درگیرند.

کمال گرایی چه انواعی دارد؟

کمال گرایی چه انواعی دارد؟

روان شناسان با توجه به علت های کمال گرایی، ۳ نوع از آن را مشخص کرده اند:

۱. کمال گرایی خودمدار

این همان نوعی است که در تعاریف ابتدایی همین مطلب بر روی آن تاکید کردیم؛ یعنی خود فرد در مورد خودش توقعات بالایی دارد و از شکست می ترسد.

۲. کمال گرایی دیگرمدار

این نوع از افراد کمال گرا، نه تنها خودشان بلکه دیگران را نیز آزاد میدهند. تصور کنید که یک مربی یا یک کاپیتان کمال گرا، چطور عزت نفس اعضای تیم را له و لورده می کند یا یک استاد کمال گرا با دانشجویانش چه می کند.

۳. کمال گرایی القا شده توسط اجتماع

در بعضی موارد ریشه درد در جامعه است؛ به این معنا که ارزش های جامعه القا می کند که همه افراد باید به بهترین ها برسند. تصور کنید که موقعی که تیم ملی به جام جهانی می رود، همه مردم توقع داشته باشند و همه مطبوعات تیتر بزنند که «ما باید قهرمان جام جهانی شویم».

کمال گرایی چه نسبتی با ورزش دارد؟

کمال گرایی چه نسبتی با ورزش دارد؟

کمال گرایی خیلی به برد و باخت ربط دارد. برد و باخت هم اولین چیزی را که به خاطر می آورد ورزش است. می شود حدس زد که کمال گرایی در ورزشکاران خیلی شیوع داشته باشد. روان شناسان دانشگاه تورنتوی کانادا در تحقیقی که در مورد تاثیر کمال گرایی بر ورزشکاران انجام داده اند، به نتیجه های جالبی رسیده اند.
آنها که این پژوهش را در سال۲۰۰۶ انجام دادند، دریافتند که چه در ورزشکاران تفننی و چه در ورزشکاران حرفه ای؛
۱) انتظارات بالای جامعه، والدین و مربیان باعث می شود که آنها حالات غمگینی و افسردگی را تجربه کنند.
۲) اگر فقط و فقط مربی کمال گرا باشد، ورزشکاران بشدت تنش و اضطراب را تجربه می کنند.
۳) ماجرا تنها در قالب یک افسردگی یا اضطراب مقطعی محدود نمی شود بلکه توقعات بیش از حد جامعه، مربیان و والدین باعث می شود که ورزشکاران نسبت به ورزشکاران دیگر هم احساس خشم و خصومت کنند.

چهار گام تا درمان کمال گرایی

درمان کمال گرایی

خیلی سخت است، ما هم می دانیم تغییر دادن یک ویژگی شخصیتی که سال ها با آن زندگی کرده اید خیلی سخت است. برای همین ما چند توصیه به شما می کنیم، چند توصیه هم به آنهایی که در کمال گرا شدن شما مؤثر بوده اند:

۱. باور کنید که می شود تغییرش داد

خیلی از افراد تا به یقین برسند که «ویژگی شخصیتی» یا «بیماری روان شناختی» خاصی دارند، قافیه را باخته و سعی در متقاعد کردن خود و دیگران دارند تا با این وضعیت کنار بیایند. آنها رفتارشان را به بیماری یا شخصیت شان ربط می دهند و نه خودشان و این کار آسانتری است. تا زمانیکه روند این برچسب زدن ها ادامه داشته دارد پیشگویی آنها نیز درست از آب درمی آید و آنها تغییر نمی کنند چون باور دارند که تغییر نمی کنند.

۲. علت کمال گرایی تان را بشناسید

همین که بدانید والدینتان دیکتاتور بوده اند یا کمال گرا، همین که ته ذهنتان معلم کلاس اولتان را به یاد بیاورید که فقط بچه هایی که ۲۰ می گرفتند را دوست داشت، همین دانستن ها باعث می شود که بهتر خودتان و کمال گرایی تان را بشناسید و این کمک کننده است.

۳. باورهای غیرمنطقی تان را بازسازی کنید

این گام در واقع شبیه به لقمه لقمه کردن غذا است تا بتوانیم آن را ببلعیم. همانطور که ما قادر نخواهیم بود لقمه بزرگی را ببلعیم، موضوع مهم و مبهمی مانند «کمال گرایی» را نیز به یکباره نمی توان حضم کرد. یک بار دیگر به بخش سوم علت های کمال گرایی بر میگردیم. همانطور که پیش تر اشاره شد تمام باورهایی که در آن بخش به آنها پرداختیم بلحاظ منطقی درست نیستند اما چون افراد سال ها با آنها زندگی کرده اند این موارد در ناخودآگاه آنان حک شده است.
هنگامی که فرد کمال گرا قصد انجام کاری که به گمان خودش بزرگ است را دارد و یا هنگامیکه به گمان خودش شکست می خورد این باورهای غلط در ذهن او دست به کار می شوند و شروع به تخریب های همیشگی می کنند. در همان لحظات باید آن ها را یادداشت کرد و در مقابل هر کدام باوری را نوشت که کمی منصفانه تر است. تکرار این کار باعث می شود که ذهن کم کم یاد بگیرد تا خود به خود به همان باورهای منصفانه تر فکر کند و نه باورهای کمال گرایانه.

۴. والدین تان را آگاه کنید

اگر والدین آگاه باشند که تربیت فرزندانشان  به شیوه ارباب منشانه، در آینده تاثیری اینچنین ناخوشایند روی‌ آنها خواهد گذاشت، احتمالا کمی خودشان را کنترل خواهند کرد. این مطالب را می شود از طریق مشاوره های پیش از ازدواج یا در قالب مشاوره های روان شناختی هنگام بارداری یا پرورش فرزندان به آنها آموزش داد.
منبع : خردادنیوز | آکاایران | بیتوته | دانشجو

دیدگاه‌ها

روانشناس کودک
دیدگاه: 
سلام مطلب بسیار مفید و کاملی بود.
#1

افزودن دیدگاه جدید

دیدگاه‌ها

روانشناس کودک
سلام مطلب بسیار مفید و کاملی بود.