استعدادیابی کودکان چیست و چگونه شناسایی می شود

در این مطلب با معنای استعدادیابی, انواع استعدادها به همراه مثال و مزایای آن آشنا می شوید.
کشف استعدادها در زمان کودکی و تمرکز بر روی آنها برای تربیت افراد متخصص و مستعد یکی از روشهای نوین در جوامع پیشرفته است. استعدادیابی کودکان این فرصت را فراهم می کند تا شخص از ابتدا بر روی تخصص مورد علاقه و استعداد خود کار کرده و در جوانی بجای کسب دانش مقدماتی در حوزه مربوطه یک متخصص تمام عیار باشد. این موضوع علاوه بر بازخورد مستقیم بر روی آینده درخشان فرد، بازخورد غیر مستقیمی در افزایش سطح کارایی نیروی کاری کشور داشته و بواسطه آن نیروهای جوان با انرژی بالای خود می توانند کشور را در مسیر توسعه قرار دهند.

بزرگترین سرمایه هر شخصی خود اوست سرمایه گذاری روی استعدادهای هر شخصی می تواند به شناخت بهتر او توسط خودش، خوشحالی بیشتر، چالش های همگون با ذهن و ذایقه او منجر شود که در نهایت این رضایت های فردی می تواند به رضایت های اجتماعی نیز منجر شود. قطعا زمانی که زندگی نامه افراد بزرگ را می خوانیم به این نتیجه می رسیم که آن ها از کودکی علاقمند به حیطه های خود بوده اند و از کودکی در این زمینه ها فعالیت کرده اند.
هوارد گاردنر (روانشناس رشد, پیشنهاد دهنده نظریه هوش چندگانه, کاشف عدد IQ و انجام فعالیت هایی در زمینه استعدادیابی) می گوید: استعداد ذاتی بوده و در ۳ سالگی و ۳۰ سالگی استعداد در ما یکسان خواهد بود.

برای اینکه بدانید بهترین مرکز استعدادیابی کودکان در تهران کجاست روی لینک کلیک کنید.

می توان مسئله استعدایابی را با این سوال پاسخ داد که، چرا برخی افراد در حیطه های هنری، شغلی، شخصیتی، ورزشی و ارتباط عمومی افرادی موفق هستند در صورتی که برخی دیگر تا میانه های زندگی هنوز علاقمندی های خود را پیدا نکرده اند؟ آیا واقعا ریشه این سوال در استعدادیابی است؟

معنای استعدادیابی چیست؟

معنای استعدادیابی چیست؟

استعدادیابی فرآیندی است برای شناسایی و کشف و توانایی های بالقوه ای که در هر فرد به شکل ذاتی وجود دارد. استعدادیابی کمک می کند به شکوفایی و بالفعل شدن هر چه بیشتر استعدادها و تبدیل آنها به مهارت فوق العاده ای که احساس خشنودی و رضایت مندی و کار آمدی را در فرد ایجاد می کند  و در ادامه پس از ایجاد احساس خوشایند در فرد این احساس به جامعه نیز انتقال پیدا می کند.

جانسون اوکانر (مسئول تشخیص استعداد کارکنان در شرکت جنرال موتورز) اولین شخصی بود که دید افرادی که در شرکت جنرال موتورز کار می کنند بسیار خسته و ناخوشحال سر کار خود حاضر می شوند، او دلیل این امر را با پاسخ “عدم رضایت از کار، عدم استعداد در کار مربوطه و …” دریافت کرد. سپس جانسون اوکانر به افراد مختلف گلچین شده ای این امکان را داد که در هر فضایی که فکر می کنند موثر تر هستند فعالیت کنند و نتیجه این امر شگفت انگیز بود.

پس از آن جانسون اوکانر به استعداد افراد در کارهای مختلف پی برد, حال در پروسه ای دیگر ۴۰ سال بعد هوارد گاردنر طی تحقیقات و آزمایشات فراوانی به این نتیجه رسید که افرادی که جانسون اوکانر در سنین میانسالی استعدادیابی کرده در کودکی هم همان استعدادها را داشتند. به همین دلیل هوارد گاردنر استعدادیابی در افراد را از سنین کودکی ۳ تا ۶ سال شروع کرد و نتیجه های حیرت انگیزی از این استعدادیابی گرفت.

آیا استعداد در کودکان و بزرگسالان ذاتی است؟

آیا استعداد در کودکان و بزرگسالان ذاتی است

پاسخ: بله کاملاً ذاتی، با توجه به این پرسش می توان به پرسش بعدی نیز پاسخ مثبت داد. استعداد ذاتی هست پس از بدو تولد استعداد در کودکان نهفته است و کار استعدادیابی می تواند درباره کودکان انجام شود.

هر انسانی ممکن است در یک بخشی عملکرد بهتری داشته باشد و در بخشی دیگر عملکرد متوسط و در جایگاهی دیگر ممکن است که ضعیفتر باشد.

پس هیچ تفاوتی در استعداد یک کودک در ۱۲ سالگی و ۲۰ سالگی نباید باشد؟

آنچیزی که با ما بدنیا می آید و به عنوان ذات ما و به عنوان چیزی که با آن آفریده شده ایم؛ تغییر نمیکند. چیزی که ما در ظاهر میبینیم و تغییر میکند؛ آموزشها و مهارتهایی است که ما کسب میکنیم.

"ممکن است من با یک استعداد خاص به دنیا بیام اما متاسفانه در شرایط و محیطی قرار نگیرم که این استعداد را پیدا کنم و شکوفا کنم و به آن بپردازم, ممکن است در محیطی قرار بگیرم که این استعداد نابود و در ضمیر ناخودآگاه من مدفون بشوده و اصلاً بیرون نیاید. ممکن است مهارت دیگه ای را کسب کنم و در آن مهارت ممکن است فرد موفق و یا فرد متوسطی باشم." پس اگر ما استعدادیابی نشویم اینطور نیست که آدم موفق و کارآمدی نباشیم.

آنچه که مسلم است با هوش برتری که ما داریم و با استعدادی که بدنیا می آییم, در ۳ سالگی و در ۷ سالگی در کنار ما هست و با ما زندگی میکند.

آیا شرایط محیط؛ خانواده و جامعه به من این فرصت را میدهد که هوشم را به مرحله ای برسانم که از حالت بالقوه به بالفعل تبدیل بشود. یا نه؟

 به شانس و یا اقبال من در مسیری که خودم برای خودم در بزرگسالی تعریف می کنم بستگی دارد. شاید در کودکی دست من نباشه اما اگر آروم آروم زمانی که به سن بلوغ میرسم و وارد جوانی میشوم خودم به خودم کمک کنم که استعدادم را پیدا کنم و در مسیر درست قدم بزارم.

آیا استعدادیابی کودکان حقیقت دارد؟

آیا استعدادیابی کودکان حقیقت دارد؟

بسیار از خانواده ها نسبت به فعالیت های مرتبط با کودک مثل استعدادیابی، درمان، آموزش هنر و … خوش بین نیستند و تصور می کنند این روش ها بیشتر بر روی فعالیت های تجاری متمرکز هست تا کودکان آن ها. اما پاسخ این است که در برخی موارد موسسات با تمرکز روی ابعاد مالی خانواده ها, کودک و مسائل مرتبط با او را در اولویت های بعدی قرار می دهند.

قطعا استعدادیابی با یک پرسش نامه و فرآیند های چند ساعت و چند روز قابل شناسایی نیست. نیازمند قرار گرفتن در محیط و سنجش های مختلف برای کودکان است. در این میان برخی از موسسات با دانش مقروضانه خود به این عدم اعتماد خانواده ها به علوم انسانی دامن می زنند.
با طراح پرسش هایی بدین منوال که کودک ۳ ساله جهان بینی خاصی ندارد چطور ممکن است او بتواند درباره استعدادهای شخصی در خودآگاهش به شما اطلاعاتی ارائه دهد.

برای رفع ابهامات درباره استعدادیابی کودکان این قسمت را با پرسش زیر شروع می کنیم.

آیا استعدادیابی از کودک ۳ تا ۶ ساله ای که دید کامل به جهان هستی نداره درست و عملی است؟

پاسخ: بله. کار و فرآیند استعدادیابی را می توان از ۳ سالگی برای کودک شروع کرد. شروع استعدادیابی از ۳ سالگی امکان پذیر است اما این فرآیند حداقل یکسال زمان می برد. کودک سه ساله که وارد مرکز استعدادیابی میشود حداقل یکسال برای تجربه کردن، آموختن و جنبه های مختلف محیط اطراف را دیدن، شنیدن و با حواس مختلف پنجگانه تجربه کردن در کنار مجموعه هست. بدین صورت نیست که با یک لحظه مشاوره یا یک پرسشنامه بخواهیم کار استعدادیابی برای یک کودک انجام شود این یک پروسه کاملاً پیچیده ای هست.

پروسه استعدادیابی، نیازمند فعالیتهای مختلفی برای سنجش کودک هست تا به نتیجه های ممکن که برای استعدادیابی مورد نظر هست برسیم.
شاید یک ذره بعید باشد که ما فرزند ۳ ساله را بخواهیم استعدادیابی کنیم. ولی در نظر داشته باشید هر چقدر کودک از مراکز آموزش مستقیم دورتر باشد کار استعدادیابی راحتتر انجام می شود (قبل از اینکه کودک وارد مراکز استعدادیابی بشود بهتر است وارد هیچ دوره و کلاس آموزشی خاصی قرار نگیرد).

در قسمت جلوتر صحبت از این می شود که تمام افراد, استعداد برای یاد گرفتن نقاشی دارند اما کسی که نقاشی او ما را مجذوب خود می کند قطعا کسی هست که استعداد نقاشی دارد. می توان همین مثال را نیز به حیطه های دیگر مثل موسیقی، ورزش و … گسترش داد.

با توجه به اینکه مبنای کار ما بر اساس هوش های ۸ گانه هست, اگر فرزندی به مجموعه ما بپیوندد مثلا قبلاً ممکن است کلاس زبان انگلیسی و یا کلاس موسیقی رفته باشد و یا ورزش مختلفی را تجربه کرده باشد یک ذره کار ما را سخت میکند, به این دلیل که همه بچه ها مهارتها و آموزشها را یاد می گیرند ولی ما میخواهیم استعداد و آن هوش نهفته و هوش برتر کودک را پیدا کنیم.

وقتی مسائل مختلف به کودکان آموزش داده می شود، پیدا کردن هوش ابتدایی او در فرآیند استعدادیابی سخت می شود

سن استعدادیابی در کودکان

سن استعدادیابی در کودکان

سن استعدادیابی در کودکان بین ۳ تا ۶ سالگی ایده آل ترین زمان استعدادیابی کودکان است البته بایستی توجه داشت که کودکان تا این سنین آموزش مستقیمی مثل موسیقی یا نقاشی دریافت نکرده باشند و ذهن آن ها برای دریافت اطلاعات جدید تازه و بکر باشد.

آیا استعدادیابی در ۳ سالگی همان پاسخی را دارد که در ۱۲ سالگی و ۲۰ سالگی هم دارد؟

منظور از طرح این پرسش بیشتر رسیدن به این مفهوم مشترک است که هوش برتر در طول زمان تغییر نمی کند. پس اگر کودکی در ۳ سالگی دارای هوش برتری هست قطعا در ۲۰ سالگی هم همان هوش, هوش برتر او خواهد بود. پس خوشا بحال کودکی که در سن ۳ یا ۴ سالگی استعدادیابی میشود و مسیرش مشخص می شود و خوش به حال خانواده ای که این فضا را برای کودکشان فراهم می کنند که فرزندشان از همان ابتدای کودکی در مسیر درست و میانبر قرار بگیرد.

زیرا وقتی فرزندمان استعدادیابی میشود زبان، جسم, جان ما حتی دارایی های نقدی ما به هرز نمیرود، آزمون و خطای کمتری انجام می دهیم و با صرف انرژی کمتر و زمان کوتاهتر به نتیجه و دستاورد بیشتر و بسیار بسیار بالاتری خواهیم رسید. پس خوش بحال کسی که در این فضا قرار بگیرد و به ۱۲ سالگی یا به ۲۰ سالگی نرسیده مشخص شود که این فرزند در چه فضایی می تواند بهترین عملکرد را داشته باشد.

 از آنجایی که استعداد ذاتی هست در هر سنی استعداد مربوطه در ما وجود دارد، استعداد برتر ما مشخص است پس ۳ سالگی و ۱۲ سالگی و ۲۰ سالگی ندارد در هر مقطع زندگی استعدادهای ما پایدار هستند.

هوش یا استعدادهای هشت گانه در کودکان

هوش یا استعدادهای هشت گانه در کودکان

با توجه به اینکه، ما در فضای استعدادیابی از نظریه گوارت گاردنر استفاده می کنیم. و بر اساس نظریه ایشان ابتدا ۷ نوع هوش مشخص شده بود که بعدها هوش دیگری به عنوان هوش هشتم اضافه شد.
اگر بخواهیم هوشهای ۸ گانه را نام ببریم، ابتدا این توضیح لازم است که گاردنر، پس از پژوهش و تحقیق فراوانی که انجام داد و رفتارهای کودک را در فضاهای مختلف بررسی کرد به این نتیجه رسید که مغز هر انسان قابلیتهای بی شماری برای یادگیری دارد. گاردنر فردی بود که بحث IQ را به تنهایی یعنی به دست آوردن عدد هوش را فقط بعنوان یک درجه اندازه گیری در نظر گرفت و مشخص کرد که این عدد می تواند در کنار چیزهای دیگر کمک کننده باشد اما به تنهایی مشخص کننده ی مسیر فرد نیست.

پس از پژوهشها و تحقیقات فراوان و استفاده کردن از فضاها و تجربه کردن فضاهای نورولوژی و اعصاب و تلفیق روانشناسی و علم اعصاب و بررسی های مختلف روی مغز انسان به این نتیجه رسید که هر کودکی که بدنیا میاد حداقل دارای ۸ نوع هوش است

انواع هوش هشت گانه

  • هوش زبانی و کلامی
  • هوش منطقی و ریاضی
  • هوش بصری و فضایی
  • هوش موسیقیایی
  • هوش بدنی و جنبشی
  • هوش درون فردی
  • هوش برون فردی
  • هوش طبیعت گرایی

جای بسی خوشحالی است که هنوز هوارد گاردنر زنده است و ما می توانیم از تحقیقات علمی او استفاده کافی و وافر را ببریم. این دسته بندی هوشها در محیط استعدادیابی به شکل جداگانه برای کودک فراهم, و امکان تجربه کردن محیط های آموزشی برای کودک ایجاد می شود, که ما  بتوانیم به بهترین شکل ممکن هوش برتر کودک را پیدا کنیم.

آیا امکان دارد هوشی از هوش های ۸ گانه در استعدادیابی کودک شناسایی نشود؟

بطور معمول و شرایط عادی اگر محیط استعدادیابی کامل و جامع طراحی شده باشد هوش برتر کودک قابل شناسایی است و در طول مدت زمان می شود آن ها را تشخیص داد.

آیا استعداد یا هوش برتر کودکان می تواند دو تا باشد؟

همه انسان ها با هوش های هشت گانه به دنیا می آیند. علت تفاوت های رفتار ما با هم و علت تفاوت عملکرد انسان ها با هم در استفاده از هوش برتر آن هاست. اگر دانش آموزی در رشته ورزشی عملکرد خیلی خیلی خوبی دارد اما نقاش خوبی نیست و یا اگر دانش آموز دیگری در نوشتن دیکته، انشا یا درس ادبیات عملکرد خوبی دارد اما در مقابلش ریاضیات خیلی خوبی نداره؛ بطور واضح پاسخش مشخص هست که هوش برتر او در این بخش ها بهتر کار میکند و بالاتر است.

حال تصور کنید دو کودک در کلاس نقاشی ثبت نام کنند نفر اول فردی با هوش متوسط بصری - فضایی و هوش برتر موسیقیایی دارد و دیگری فردی با هوش برتر بصری - فضایی است، هر دو کودک در کلاس، نقاشی را یاد خواهند گرفت اما در پایان چند ترم نقاشی کودکی که با هوش بصری - فضایی نقاشی را کشیده است با کودکی که هوش موسیقیایی بالایی دارد قابل مقایسه نیست. کودک اول کارش را خوب انجام داده است اما کودک دوم از یک سوژه یکسان یک نقاشی شگفت انگیز و زیبا با ریزه کاری های بیشتری کشیده است که می توان گفت او اثری هنری خلق کرده است.
این به این معنی نیست که فردی که هوش موسیقیایی دارد نمیتواند نقاش بشود، نه اصلا اینطور نیست.
اگر ما از دیدن هنر کسی شگفت زده می شویم قطعا مطمئن باشیم که آن هنرمند دارای استعداد ذاتی مربوط به آن هنر است، اتفاق هایی که در فضای هنر, فضای نوشتن کتاب ها, رمانها, فضای ریاضیات و یا در فضای ورزش می افتد و افراد را به نقطه ای و جایگاهی میرساند و حیرت زده می شویم دقیقا نقطه ای هست که استعداد یا هوش برتر دارد خودش را نشان میدهد.

استعدادیابی کودک جانسون اوکانر

اول اینکه جانسون اوکانر خیلی قبل تر از گاردنر مساله استعدادیابی را مطرح نمود و اعلام کرد که من قربانی استعدادیابی نشدن بودم و خودش را قربانی استعدادیابی نشدن می دانست و می گفت اگر من کودک بودم و استعدادیابی می شدم، قطعا زندگی دیگه ای را تجربه می کردم.

آقای جانسون اوکانر متولد سال ۱۸۹۱, فارغ التحصیل رشته فلسفه از دانشگاه هاروارد و همینطور در زمینه ریاضیات و ستاره شناسی هم بسیار متبحر بودند اما مسیر زندگی و شغلی ایشان، آقای اوکانر را به سمت صنعت و کارخانه جنرال الکتریک رساند و در واحد مهندسی برق جنرال الکتریک مشغول فعالیت شد، ایشان در سال ۱۹۲۲ به عنوان مهندسی انسانی کار استعدادیابی کارمندان جنرال الکتریک را شروع کرد.

تئوری جانسون اوکانر این بود که هر کسی کاری را انجام دهد که عاشقانه آن را دوست دارد. او با مدیران بالا دستی جنران موتورز وارد مذاکره شد و آنها را مجاب کرد که کارمندان در جایگاهی به کار گرفته شوند که احساس بهتری دارند و آدم های موثرتری هستند پس در نتیجه محیط کار پویاتری خواهند داشت که نتیجه آن خروجی بهتر و بیشتری در مجموعه جنرال موتورز خواهد بود.

یکی از تفاوتهای عمده جانسون اوکانر با هوارد گاردنر این هست که متاسفانه آقای اوکانر استعدادیابی را برای بزرگسالان در زمینه استعدادیابی شغلی به کار بردند. در حالی که هوارد گاردنر از پیش دبستانی و مدرسه کار استعدادیابی کودکان را شروع کرده است. قطعا مشخص است که اگر کار استعدادیابی کودکان از مراحل ابتدایی کودکی او شروع شود قطعا مسیر مستقیم تر و کم اشتباه تری را کودک طی خواهد کرد و به عبارت دیگر در مسیر صحیح تری قرار می گیرد. در این صورت هزینه وقت، انرژی، تلاش، کوشش و مالی خانواده ها به حداقل می رسد.

تست استعدادیابی شغلی بزرگسالان جانسون اوکانر

 این تست بسیار شبیه به روش استعدادیابی هوارد گاردنر در روش استعدادیابی است. جانسون اوکانر ۱۲ آیتم را با استعدادیابی بزرگسالان سنجیده است که در اینجا به بررسی آن ها می پردازیم:

  • استعداد تجسم فضایی و درک ساختارها
  • استعداد استقرایی
  • ایده پردازی
  • استعداد خواندن سریع
  • استعداد استدلال و تحلیل
  • استعداد کار کردن با اعداد
  • سیلوگرام
  • استعداد طراحی
  • استعداد تشخیص و تفکیک رنگ ها
  • استعداد نگاه به جلو
  • استعداد کار با انگشتان
  • استعداد موسیقی و تشخیص صدا.

همانطور که مستحضرید بسیاری از بخش هایی که جانسون اوکانر در روش استعدادیابی (شغلی) بزرگسالان مطرح کرده در گروه های هوش های برتر هشت گانه هوارد گاردنر هم قرار می گیرد. مثلا استعداد تجسم فضایی و درک ساختار ها معادل گروه بصری فضایی، سیلوگرام معادل هوش کلامی و زبانی و استعداد استدلال تحلیل اعداد باز معادل هوش منطقی و ریاضی است.

تفاوت روش استعدادیابی جانسون اوکانر و هوارد گاردنر

 تفاوت عمده نظریه هوارد گاردنر و جانسون اوکانر در استعدادیابی (شغلی) بزرگسالان و استعدادیابی در کودکان است. جانسون اوکانر نظریه خود را در سال ۱۹22 در شرکت جنرال موتورز عمومی و اجرا نمود اما نظریه هوارد گاردنر در سال ۱۹83 یعنی تقریبا ۴ دهه بعد معرفی شد و عمومیت پیدا کرد، در این ۴ دهه قطعا افراد بیشتری تحت استعدادیابی هوارد گاردنر قرار گرفته اند.

بسیاری از مدارس و آموزشگاه ها و همینطور مهد کودک ها یا پیش دبستانی ها، طبق نظریه ی هوارد گاردنر فعالیت شان را شروع کرده اند، بسیاری در تعلیم و تربیت مورد پذیرش افراد در سیستم های آموزشی است. نظریه هوارد گاردنر در استعدایابی امکان بررسی دقیق تر و استعدادیابی غنی تری را میدهد.

گواهینامه استعدادیابی کودکان به چه صورتی است؟

گواهینامه هر شکلی می تواند باشد، به شکل دفترچه یا به شکل کارت. آن چیزی که مهم است رتبه بندی هوش های ۸ گانه کودک است که در این لیست آورده شده است. داخل گواهینامه کودک عمدتاً اول نقاط مثبت و هوشهای برتر کودک مشخص می شود که در طول یکسال حداقل یک تا دو نوع از هوش برتر کودک کاملاً مشخص می شود و همینطور نقاط ضعف کودک را نیز بایستی برای خانواده ها مشخص کنیم که اگر نیاز هست که روی نقاط ضعف کار بیشتری بشود خانواده ها در جریان باشند.

گواهینامه به ما این اطلاعات را میدهد که هوشهای برتر در چه زمینه هایی, در چه رشته های تحصیلی, چه مشاغلی و در چه مهارتی کودک می تواند فعالیت داشته باشد و یک دورنمایی از آینده کودک را مشخص می کند. در این حالت خانواده ها می توانند برنامه ریزی دقیق تری داشته باشند.
اما خانواده هایی که این مطلب را می خوانند در جریان باشند که فرزند شما اگر در رشته موسیقی رتبه اش ۶ یا ۷ بود نه اینکه اجازه ندهیم که کودک موسیقی یاد نگیرد و یا برای کودک محیط را فراهم نکنیم، اما بهتر است سرمایه گذاری را بذاریم بر روی هوش برتر کودک. اگر می بینیم که هوش منطق ریاضیات کودک بالاتر است و اگر می بینیم هوش بصری اش بالاتر است در واقع برنامه ریزی کنیم که در  فضای ریاضیات فعالیت بیشتری داشته باشد.
این برنامه را در طول اوقات تحصیل و همینطور اوقات فراغت کودک برنامه ریزی کنیم که به بهترین شکل عملکرد داشته باشد.

استعدادیابی کودکان و نظام آموزشی

این قسمت را با پرسشی شروع می کنیم که کودکان ما در سنین ۳ تا ۶ سال استعدادیابی شده اند، گواهینامه مرتبط را دریافت کرده, مسیر زندگی آینده اش روشن تر شده است اما با توجه به نظام آموزش و پرورش کشور ما 

شرایط کودک ما چه می شود؟

آیا کودکان ما دچار تناقض نمی شوند؟

آیا این استعدادیابی او را تافته ای جدا بافته از سایر کودکان اطراف خود نمی کند؟

اگر کودک من هوش موسیقیایی داشته باشد اما سیستم آموزش و پرورش ما در خود چنین هوشی را پرورش نمی دهد، ما باید چه کنیم؟

سیستم آموزش و پرورش کشور ما مبتنی بر پایه سمعی و بصری تهیه شده اند و دیگر حوزه های توانایی و هوش ما مورد استفاده قرار نمی گیرند و اگر هم بخواهیم هوش های ۸ گانه را نادیده گرفته و فقط به حواس ۵ گانه مان رجوع کنیم. از حواس ۵ گانه  فقط ۲ تای آنها که دیدن و شنیدن هست بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد و متاسفانه باز ارزیابی های این سیستم، نمره دهی و صد البته ملاک تشخیص و مقایسه ما ناقص و محدود بوده و بر پایه این دو نوع مهارت و حس تشخیص داده می شود.

در کشور ما اگر دانش آموزی برنامه ریزی درسی اش به گونه ای باشد که در درس ریاضیات یا در درس دیکته؛ انشا، به نحوی بهتر از بقیه عملکرد داشته باشه، فرد ممتازی شناخته می شود. در حالی که نظریه هوارد گاردنر یک خط بطلان و ضربدر بزرگی روی این قضیه می کشد، با توجه به اینکه تمام این مهارت ها از طرف مغز انسان هدایت می شود در نتیجه افراد برتری نسبت به دیگری نخواهند داشت.

در گذشته، چنین به نظر می آمد که اگر فردی، ریاضیدان، پزشک یا فیزیکدان بشود قطعا این فرد بسیار بسیار باهوش تر از یک خیاط، نجار و یا یک مکانیک، شمرده می شود. در حالی که الان طبق این نظریه همه افراد بسیار هوشمند هستند ولی بسته به نوع هوش برترشون با همدیگر برخورد می کنند.

اگر فردی در هرگونه مهارتی، خیاطی، نقاشی، مکانیکی، و … هوش برتر داشته باشد و بخواهد در آن رشته ها فعالیت کند اصلاً اینطور نیست که فرد هوشمندی نیست بلکه نوع هوش برترش متفاوت و در نتیجه عملکرد او متفاوت خواهد شد و رشته ای که انتخاب می کنه قاعدتاً متفاوت خواهد بود. چه بسا که یک آهنگر خیلی خوب در کار خودش می تواند شگفتی ساز شود و یا یک نقاش خیلی خوب و یا یک مجسمه ساز خیلی خوب می تواند شگفتی را ایجاد کند.

لزوما این نیست که حتما فرد باید مهندس یا دکتر باشد که افراد به چشم نابغه به او نگاه کنند, افرادی که فوتبالیست هستند هم می توانند بصورت خیره کننده ای شما را به وجد بیاورند. آیا واقعا شما مثال های دیگری از افراد در کارهای غیر از مهندسی و پزشکی نمی شناسید که با هنرشان شما را به وجد بیاورند؟ مثل خیاط حرفه ای لباس زنانه؟ نجار حرفه ای؟ کابینت ساز حرفه ای؟ نقاش ماهر خانه؟

این اتفاق در سیستم آموزشی کشور ما نمی افتد و اگر فرزند ما شانس داشته باشد و هوش منطقی ریاضی، هوش زبانی و کلامی بالاتری داشته باشد مورد توجه معلم، مدیر، ناظم و دیگر افراد قرار خواهد گرفت و تشویق های بیشتری را نیز دریافت خواهد کرد. آیا این کودک می تواند در جامعه نیز به همین روال موفقیت خود را ادامه دهد؟ جامعه ای که نیازمند ترکیبی از تمامی هوش ها و حواس برای زندگی کردن و متعادل نگه داشتن زندگی است؟ چقدر افرادی را دیدید که در دانشگاه افراد موفقی هستند ولی در صنعت، خانواده و جامعه افرادی زیر متوسط هستند؟

اما این دلیل نمی شود که ما کودکان و مسئولیت های خود به عنوان مادر و پدر ها, آنها را رها کنیم و به این قضیه مهم رسیدگی نکنیم، علی رغم اینکه در سیستم آموزشی کشور ما کمتر روی این مساله تمرکز گذاشته می شود و الان مدارسی هستند که تا حدودی دارند تلاش می کنند برای اینکه بخش مهارت آموزی مبتنی بر هوش های کودکان را در برنامه های آموزشی شان بگنجانند و توجه بیشتری به این مسئله داشته باشند.

اما ما حتی اگر در نظر بگیریم که در مدارس کودکان ما, تمرکز روی استعداد برتر او کمتر انجام می شود، دلیل نمی شود رها کنیم و ما باید کار استعدادیابی برای کودکانمان را انجام بدهیم، تا در طی این پروسه مشخص بشود که هوش برتر و استعداد ذاتی کودک ما در چه چیزی هست, در کنار آن بخش آموزشی که ما در سیستم آموزش و پرورش رسمی کشورمان داریم هم بایستی طی شود.

برداشت شما از این مطلب این نباشد که مدارس و نظام آموزش و پرورش ما نظامی فاقد استانداردهای لازم است. قطعا اگر استعداد برتر کودک شما هوش موسیقیایی او هست بایستی علوم ریاضی را نیز دریافت کند که پایه و اساس موسیقی بر ریاضی بنا شده است. یا اگر هوش برتر کودک شما در استدلال و تحلیل است قطعا بایستی از تمامی علوم دانش کافی را داشته تا بتواند در زندگی خود و رشته کاری خودش استدلال ها و تحلیل مناسبی ارائه دهد و او فرزند شما جدا از اینکه بایستی با نظام آموزشی هم مسیر باشد بلکه باید فراتر از آن به مطالعه و کاوش بیشتری بپردازد.

برای مثال اگر در کلاس علوم درباره مبحث ساده ای مثل فسیل حیوانات صحبت می شود، کودک دارای هوش استدلال و تحلیل, بهتر است بیشتر و جلوتر از کلاس این موضوعات را مورد بررسی قرار دهد. حتی اگر هوش برتر کودک ما در مدرسه قابل پرداختن بهش نیست می توانیم در کلاس های فوق برنامه این کاستی ها را پوشش دهیم، چه در بخش موسیقی، شطرنج، مجسمه سازی، ادبیات و قصه گویی, نمایش و هزاران کلاسی که می تواند برای ما در خارج از سیستم آموزش و پرورش طراحی شده باشد.

پس بهانه نظام آموزش و پرورش را فراموش کنید و تلاش خود را برای جهت دهی درست به کودک خود انجام بدهید، در حالی که این وظایف ما و مسئولیت ما را سنگین تر می کند برای اینکه بیشتر جستجو کنیم، بیشتر وقت بگذاریم و برای کلاسهای مناسب هوش و استعداد فرزندانمان را پیدا کرده و استعداد آن ها را بیشتر شکوفا کنیم.

مخالفان سیستم کشف استعدادیابی در کودکان

هر نظریه ای دارای موافقان و مخالفان فراوانی هست. برخی این روش استعدادیابی را به فاشیست های آلمانی یا تندروهای ژاپنی نسبت می دهند دو کشوری که در زمینه استعدادیابی بسیار موفق و کارآمد عمل می کنند اما نکته اینجاست که هر نظریه ای به خودی خود نظریه مثبت یا منفی ای نیست, نوع استفاده ما از این نظریه مشخص می کند که اجرای این نظریه تاثیرات مثبت دارد یا خیر.

برای مثال تصور کنید کودکی استعدادیابی شده است و استعداد او در هوش موسیقیایی بسیار عالی هست حال خانواده او تلاش می کنند او را به نسبت اطرافیان, کودکی خاص جلوه دهند کودکی که از دیگر کودکان اطراف خود در خانواده و مدرسه برتر است. کاملا مشخص است که این کودک دچار برآورده کردن آرزوهای خانواده خود شده و در یک پروسه کاملا پر فشار و استرس سعی می کند آرزوهای آن ها را برآورده کند تا جایی که دیگر مثل یک آدم آهنی یا یک فرد کنترل گسیخته در آینده عمل خواهد کرد.

یا برعکس کودکی که استعداد استدلال و تحلیل دارد اما خانواده او نیز در یک پروسه پر فشار سعی می کنند او ورزش، موسیقی یا نقاشی یاد بگیرد. پس تا بدین جا با مثال هایی که بیان شد و مثال های فراوانی که در ذهن شما نیز وجود دارد متوجه شده اید که نابغه سازی از کودکان به زور کاری درست نیست و استعدادیابی تیغی دو لبه برای کودک و خانواده اوست و بستگی به استفاده از آن دارد.

استعدادیابی کودکان بدون زور و اجبار

اما نظریه استعدادیابی در کشورهای اروپایی به درستی در حال پیاده سازی است. استعداد افراد در سیستم های مربوطه از کودکی کشف می شود و او در مسیر مناسب قدم بر می دارد. در این مسیر به درستی به او گفته می شود که به دلیل نوع هوش برتری که او دارد، او هیچ برتری نسبت به کس دیگری با هوش برتر دیگر ندارد.

هیچ مقایسه ای نباید بین کودکان با هوش های برتر مختلف صورت بگیرد.

اما در مجموع این نظریه توانسته بسیار قدرتمند در کشورهای دیگر پیاده سازی شده و کشورهای مربوطه را در زمینه های مختلف علمی، هنری، اجتماعی، روانی، روانشناسی و … متبلور کند. جامعه ای که تمام افراد کارهای مورد علاقه خود را انجام داده و بر اساس سلیقه خود به انجام کارها اقدام می کنند باعث افزایش سلامت روانی جامعه می شود.

با توجه به میزان عملکردی که نظریه استعدادیابی دارد و با توجه به مدارسی که در ایران و خارج از ایران طراحی و سازماندهی شدن و همچنین دانش عمومی مردم نسبت به استعدادیابی، حضور در جامعه را می برد به سمت سلیقه ی آدم ها. حالا من با سطح هوش مشخص خود مختارم که بر اساس سلیقه و علاقه ام به این سمت و سوی حیطه مختلف کشیده بشوم

کودکان پس از استعدادیابی قرار نیست از محیط جدا بشوند اتفاقا استعدادیابی باعث میشه آدم ها به خودشناسی برسند و به اصل وجودشون متصل شوند. استعدادیابی رویکردی شناختی داشته و آگاهی من را نسبت به خودم بالاتر می برد. استعدادیابی یک رویکرد وصل کننده است و نه فصل کننده, به فرد احساس خوشایند میدهد تا احساس عدم اعتماد به نفس و ناخوشایند از او دور شود. فرد استعدایابی شده وقتی به سمتی حرکت می کند که توانایی انجام دادن فعالیتها را دارد عزت نفس و یا اعتماد به نفسش و ارتباط با محیطش قطعا تقویت میشود.

بنابراین استعدادیابی جدا کننده نیست و بر خلاف آن چیزی که سوال کرده اند کاملا فرد را به یک محیط مناسب وصل می کند. ارتباطات با محیط خانواده و با محیط دوستانش و محیط اجتماعی بیشتر برقرار می کند. در پروسه استعدادیابی فلسفه ای به کودکان تلقین نمی شود، محیط اطراف کاملا چند بعدی تجهیز شده و کودکان در این محیط می توانند بر اساس علایق خودشان انتخاب کنند که قرار است وارد چه حیطه ای شوند.

در پروسه استعدادیابی همه چیز بر اساس انتخاب و اینکه کودک بر اساس احساسات امروزش چه محیطی را انتخاب می کند و تجهیز می شود، برای مثال یک روز دلش می خواهد نقاشی بکشد، نجاری کند، شطرنج بازی کند، سفالگری کند. 

فضای استعدادیابی، فضای تلقین نیست. فضای آموزش مستقیم هم نمی باشد.

 

در این فضا مربی همواره در کنار کودک است و با آموزش های غیر مستقیم به او آموزش می دهد که چه فعالیت هایی را انجام دهد. مربی هدایت گر و تحصیل گر فضای کودک هست. این فضا، فضایی نیست که به اجبار برای کودک طراحی شده باشد، بلکه با انتخاب اوست. حتی همان کودک سه ساله ای که وارد فضای آموزشی میشود، به راحتی انتخاب می کند، که الان دلش می خواهد با حیوانها بازی کند، دلش می خواهد کار سفالگری انجام بدهد، دلش می خواهد برود نمایش خلاق ببیند و یا فعالیت دیگه ای را انتخاب کند. خودش با تامل در محیط و با همسالانش محیط و فضای آموزشی را انتخاب می کند.

چرا برخی از افراد می توانند کارهای خاصی را در حد عالی انجام بدهند؟ آیا این ربطی به استعدادیابی دارد؟

جوابش واقعاً خیلی ساده است از این توضیحاتی که دادیم قابل استخراج است. این افراد بصورت طبیعی از استعداد انجام آن کارها برخوردار هستند و البته با کسب دانش و مهارت مرتبط با استعدادشان هست که باعث شکوفایی بیشتر آنها می شود. سخت کوشی خود گزینه ای مکمل هوش و استعداد ذاتی است

وقتی کسی میتواند در دفعات مختلف یک عملکرد را به حد عالی انجام بدهد یعنی اینکه این شخص در این کار نقطه قوت بالایی دارد؛ یعنی این آدم برای این کار ساخته شده و همیشه از انجام این فعالیت احساس غرور و  قدرت می کند. اعتماد به نفس و عزت نفسش مرتباً بالاتر میرود، این ویژگی افرادی هست که کارها را در حد عالی می توانند انجام دهند.

یکی دیگر از دلیل های مخالفان استعدادیابی در ایران

شاید خیلی از انسان ها درک و شناخت درستی از استعدادهای خودشان نداشته باشند و از پیدا کردن استعدادهایشان واهمه دارند، زیرا در پس مشخص شدن این مساله مسئولیت ها و انتظارات شروع می شود و گاهی وقت ها آدم ها به این دلیل مخالفت می کنند که از زیر بار این مسولیت ها فرار بکنند.
فرد برای اینکه وارد مرحله بعدی نشود، اصلا به سراغ پیدا کردن استعداد خودش نمی رود و به گونه ای انگار از قبول مسئولیت طفره میرود. شاید تعجب کنید که این آیا واقعا کسانی هستند که از زیر مسئولیت فرار کنند؟ بله کسانی هستند که به دلایل خانوادگی در حال فرار از مسئولیت پذیری هستند.

این مساله ممکن است در خانواده های خیلی مرفه و یا خیلی ضعیف زیادتر اتفاق بیفتد. گاهی اوقات افراد عدم مسولیت پذیری و کم کاری خودشان را به گردن جامعه، خانواده؛ دوستان و حوادث غیر مترقبه، و خیلی مولفه های دیگه می اندازد. همواره برای عدم موفقیت خودشان به دنبال مقصر می گردند.
به این طریق به راحتی از زیر کار و مسئولیت فرار می کند در کنارش راحتی، بی خیالی و سربار بودن را انتخاب می کنند و ممکن است در اطراف خودشان به زمین و زمان هم ناسزا بگویند. این قضیه شاید یکی دیگه از دلایل افرادی باشه که با بحث استعدادیابی به گونه ای مواجه میشوند و روبروی آن قرار می گیرند و آن را نمی پذیرند.

پرسشنامه و تست های کشف استعداد کودکان 

یک نکته ی دیگه در رابطه با سیستم آموزش و پرورش کشور، ما در این سیستم با استعداد و هوش های کودک خودمان کاری نداریم، در مدارس بیشتر با حافظه کوتاه مدت و بلند مدت کودکان درگیر هستیم. بهتر است فعالیت مدارس به سمت فعالیت های علمی بروند که در این قالب کشف استعداد صورت بگیرد. در ایران استعدادیابی به غلط توسط پرسشنامه هایی با پاسخ هایی از قبل تعیین شده سنجیده می شوند.

مخصوصا اگر این پرسشنامه ها را در اختیار کودکان قرار بدهیم و از آن ها بخواهیم از ناخوداگاه خود اطلاعاتی بیرون بکشند که هیچ وقت از آن ها خبر ندارند. حتی شاید جوان ها و نوجوان ها هم خیلی به استعداد و خواسته های خودشان احاطه نداشته باشند. پس در مورد کودکان اکتفا کردن به پرسشنامه و تست اصلا مسیر صحیحی برای استعداد یابی نیست، کودک بایستی در محیط های مجهز شده با استفاده از آموزش غیر مستقیم استعداد و علاقه مندی خود را پیدا کند.

مسابقه استعدادیابی

در برخی موسسات مسابقه ای تحت اسم مسابقه استعدادیابی طراحی شده است که در مدت زمان کوتاهی تحت انجام چندین تست از پیش تعیین شده کودکان استعدادیابی می شود قاعدتا کودک در یک بازه یک ساله بایستی در فضای آموزشی غیر مستقیم قرار بگیرد و طی این مسیر با ابزارهای مختلف کار کرده تا بتواند استعداد و علاقه خود را بازیابد. پس مسابقات استعدادیابی کودکان اگر تحت مسابقه ای چند روزه انجام می شود جای شک دارد.

 

افزودن دیدگاه جدید

نمایش دیدگاه ها