تاثیرپذیری رفتاری کودک از محیط و اشخاص از منظر روانشناسی

تاثیرپذیری رفتاری کودک از محیط و اشخاص از منظر روانشناسی (قسمت اول)

در این مطلب تاثیرپذیری رفتاری کودک (قسمت اول) از محیط را بررسی میکنیم
عوامل متعددی بررفتار کودک تاثیرگذار بوده که عوامل محیطی مانند خانواده وعوامل انسانی از جمله پدر و مادر از آن دسته به شمار رفته اند.

کودک به عنوان یک انسان ازروحی آینه مانند برخوردار بوده و غالبا این گونه بوده که رفتارش را بر اساس الگوهایی که با آن ها سروکار داشته و محیط هایی که در آن ها حضور داشته تنظیم کرده است. به طورکلی کودکان بیشتر از افراد بزرگتر، تحت تاثیر قرار میگیرند چرا که بزرگترها قادرند بین بعضی امور و کارها امتیاز و فرقی قائل شوند؛ درصورتی که کودک به دلیل عدم علم کافی و بدون مطالعه و ارزیابی از تمام اعمال و رفتار دیگران الگوبرداری می نماید.

کودک به درستی یا نادرستی، خوب یا بد، نفع یا ضرر گفتار و کردار نمی اندیشد بلکه فقط برای او مهم این است که اعمال، گفتارها و رفتارها را به عنوان یک قانون حتمی بپذیرد. از این رو مقاله ی حاضر که با بهره مندی از کتب و سایت های معتبر نگارش شده و به صورت کتابخانه ای و اسنادی جمع آوری گردیده و روش پردازش آن توصیفی بوده با هدف تبیین تاثیرپذیری رفتاری کودک از محیط و اشخاص از منظر روانشناسی صورت گرفته و در آن به تعریف تعابیر تاثیرپذیری، رفتار،کودک و همچنین بررسی تاثیر عامل محیطی و اشخاص پرداخته شده است.

یکی از ویژگی های مهم انسان تاثیرپذیری ست که در سعادت یا شقاوت وی نقش بسزایی دارد. انسان وقتی در شرایطی قرار می گیرد خواه یا ناخواه تحت تاثیر قرار گرفته و شخصیت و رفتارش را براساس آن شرایط تطبیق می دهد البته این مضوع به معنای جبرمطلق نیست بلکه خداوند به انسان عقل داده و بااینکه درشرایط خاصی است می تواند خلاف آن شرایط رشد کند. کودک هم که در رعف به فرزند انسان، دختر یا پسر زیر ۱۸سال اطلاق می شود از این قاعده مستثنا نیست و با فطرت نسبتا پاکی که دارد تاثیرپذیرتر بوده و با توجه به محیطی که در آن زیست دارد و اشخاصی که با آنها درارتباط است رفتارش را شکل می دهد.

و اما در رابطه با تاثیرپذیری کودک، کتبی نگاشته شده از جمله کتاب روانشناسی کودک اثر پرویز خاکیه که در سال ۱۳۶۹ توسط صاحب اثر و در ۲۵۶ صفحه نشر یافته با استفاده از نظریات، تحقیقات و تالیفات دانشمندان ایرانی و استادان روانشناسی خارجی برای والدینی که به دنبال تربیت و پرورش کودک خود هستند مطالبی عرضه می کند.

این اثر که کتابی کلی است والدین را در زمینه هایی همچون آغاز و مکان تربیت، شخصیت، اعتماد و اتکا به نفس کودک، نقش دین در تربیت کودک، نقش خانواده و مربی در تربیت کودک یاری می دهد. همچنین کتاب نقش دوستان در سرنوشت انسان نوشته علی اکبر صمدی که در سال ۱۳۸۷ منتشر شده است. در این اثر به هر دو جنبه مثبت و منفی آثار و پیامدهای تاثیر پذیری یا تاثیرگذاری دوستان پرداخته شده است.

انسان از شرایط و موقعیت های وراثتی، زیستی، جغرافیایی و طبیعی، خانواده، مدرسه، معلم، مربی، صاحبدل، دوست و هم نشین و نیز از وسایل ارتباط جمعی و هم چنین از موقعیت شغلی، صنفی و اجتماعی تاثیر می پذیرد و از مجموعه این عوامل شخصیت و شاکله و رفتار او ساخته و پرداخته می شود. بنابراین تاثیراتی را که انسان می پذیرد به چهار گروه اصلی می توان تقسیم کرد :

۱ـ تاثیرات ژنتیکی : شامل تمامی عوامل وراثتی که از والدین و یا نسلهای قبل به فرد منتقل می شود.
۲- تاثیرات تاریخی : شامل وقایع ادوار مختلف تاریخ مربوط به فرد که در بلندمدت ژنتیکی شده و بر رفتار و روحیات وی تاثیر می گذارد.
۳- تاثیرات آب وهوایی : شامل شرایط اقلیمی و آب و هوایی که در رفتار و روحیات و شکل فیزیکی فرد تاثیر دارد.
۴ـ تاثیرات محیطی : شامل محیط تربیتی و اجتماعی فرد که دوره های مختلفی داشته و ضمن شکل دادن به شخصیت فرد و فرهنگ و آداب، بر روحیات و رفتار وی نیز تاثیرگذار است.

خود انسان نیز بر فرد و جامعه و شرایط اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی تاثیر میگذارد و موقعیت های فردی اجتماعی را دگرگون می کند و حتی می تواند ملکات و سجایای ناپسند را پیراسته کند و به زیورهای اخلاقی آراسته کند. براین اساس از دیر باز گفته اند؛ انسان طبیعتی تربیت پذیر دارد و اگر به گونه ای ساخته و پرداخته و سرشته شده بود که تربیت ناپذیر می بود، بی تردید مسئله بعثت، تربیت، موعظت و هدایت و تطهیر باطن لغو و بیهوده می بود.

البته در عین حال باید توجه داشت خداوند نیرویی به نام عقل به انسان داده است که میتواند تمام داده های از درون و بیرون را واکاوی وتحقیق کند و با معیار و ملاکهای محکم منطقی آنها را به چالش بکشاند و موارد صحیح را از نادرست بازشناسی کند و امور حقیقی و واقعی را از امور غیرواقعی و غیرحقیقی شناسایی نماید و براساس قدرت اراده و انتخابی که دارد در موارد مختلف تصمیم مناسب اتخاذ کند.

بنابراین نباید پنداشته شود که اگر کسی در خانواده ناسالم و هدایت نایافته رشد یافت عذری برای گمراهی خویش دارد، چنین نیست؛ زیرا اگر هرشخصی هدایت یافت و راه حق را پیدا کرد گمراهی پدر و مادر و برادر و خواهر و رفیق به او زیانی نمی رساند بلکه باید تلاش کند که دیگران را به راه راست هدایت کند، زیرا انسان هدایت یافته کسی است که به تمام وظایف فردی و اجتماعی خویش عمل کند که یکی از آن وظایف مهم امر به معروف و نهی از منکر است.
 

افزودن دیدگاه جدید

نمایش دیدگاه ها